غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

81

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

بعد از آن كه معاويه به عالم آخرت شتافت ولد ناخلف او يزيد عليه اللعنه بر سرير حكومت نشست . و چون زمان تسلط او نيز بر مردم سرآمد مردم به پسرش معاوية بن يزيد بيعت كردند . معاوية بن يزيد گويند كه او مردى خداى ترس پاك اعتقاد بود . و چون روزى چند از حكومت او بگذشت بر بالاى منبر برآمده گفت ايها الناس من از عهدهء سلطنت بيرون نمىتوانم آمد لاجرم قصد كردم كه مثل ابو بكر عمل كرده شخصى را به شما خليفه گردانم ، مانند فاروق كسى را نيافتم و چون خواستم كه مثال عمر شش كس را به شورى تعيين نمايم مثل آن شش كس يك تن در ميان شما نديدم ، اكنون شما اختيار داريد هركس را كه خواهيد بر تخت حكومت بنشانيد . مردم مبالغه كردند كه البته خود هركسى را كه به خلافت نشانى ما شرط متابعت به‌جاى آوريم . گفت و اللّه ما ذقت حلاوة خلافتكم فلا اتقلد وزرها . مروان بن حكم مدت دو ماه بعد از معاوية بن يزيد حكومت نمود . و او اول شخصى است كه در روز عيد ، خطبه را بر نماز تقديم فرمود و اين بيت از اشعار او است : الدهر كالدهر و الانساب واحدة * و الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا ابو ليلى كنيت معاوية بن يزيد است و اعراب ، مردم ضعيف را بدان كنيت خوانند . عبد الملك بن مروان بعد از فوت پدر به امر سلطنت قيام نمود . و از سلاطين اسلام اول كسىكه غدر كرد او بود كه بعد از عهد ، عمرو بن سعيد اشدق را به قتل رسانيد . عبد الملك نخستين شخصى است كه محاسبات ديوانى را از فارسى به عربى نقل نمود و مردم را از تكلم پيش خلفا نهى فرمود . قبل از ارتفاع علم دولت او هركس هرچه خواستى در مجلس خلفا بر زبان آوردى . و اول ملكى از ملوك اسلام كه بخل ورزيد عبد الملك بود . و او اول كسى است كه از امر به معروف نهى نموده بر بالاى منبر گفت كه : لا يأمرنى احد بتقوى اللّه بعد مقامى هذا الا ضربت عنقه . در تاريخ گزيده مسطور