غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
57
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
اوميرس الشاعر « 1 » اقدم شعراى يونان است و در ميان اهالى آنجا به نباهت شان و جلالت قدر امتياز تمام داشت . كلمات حكمتآميز و قصايد حسنه بسيار دارد . از الفاظ گوهربار او است كه كثرت خاموشى ، گمراهى بار آورد و بسيارى سخن ، قدر ناطق را نازل گرداند . به دو گفتند كه كذب بسيار در فلان قصيدهء تو يافتيم . جواب داد كه شعر ، عبارت از كلام موزون مقفى است و صدق سخن متعلق به رسل و انبياء . بطلميوس « 2 » در فن هندسه و نجوم از اكثر حكما مهارت بيشتر داشت و در علوم مختلفه تصانيف بسيار دارد . از آنجمله در ميان اهالى يونان رسالهاى است موسوم به « ماغاسطن » « 3 » و معنى اين لفظ « عظيم تام » است و به لغت تازى آن كتاب را « مجسطى » خوانند . از كلمات او است كه : هركه احياى علمى كند فى الحقيقه نميرد و هركس مالك فطانت و درايت شود درويش نگردد . و فرمود كه : مرد عالم فاضل در ميان اقربا و خويشان خويش كه به قدر و منزلت او جاهل باشند غريب است فكيف كه در ميان جاهلان بيگانه . و گفت : چنانچه بدن انسان را در حين عرض مرض ، تناول اطعمه و اشربه زيان دارد دلى را كه به محبت دنيا و غفلت از عقبى مبتلا كرده باشد نصيحت و موعظت سود ندارد . و قال : موت الصالح راحة لنفسه و موت الطالح « 4 » راحة للناس . يعنى موت نيكوكار آسايش است مر نفس او را ، چه از محنت خانهء دنياى فانى باز مىرهد و به محبت جنت جاودانى و اصل مىگردد . و مرگ بدكردار سبب راحت كافهء انام است زيرا كه از شرر شر او ايمن مىشوند و از كثرت ظلم و جور او مطمئن مىگردند .
--> ( 1 ) . Homere شاعر معروف يونانى متعلق به قرن نهم قبل از ميلاد ( ن ) . ( 2 ) . Ptolemee ستارهشناس يونانى متولد در مصر ( قرن دوم ميلادى ) ( ن ) . ( 3 ) . حبيب السير : « ماعاطس » . ( 4 ) . مس : الظالم .