غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
30
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
از ممالك و ولايات رسيد بنابرآن به « درازدست » ملقب شد . حافظ ابرو گويد اول كسى كه نام حضرت حق عز اسمه را در اوايل رسايل ثبت نمود بهمن بود . از آثار او در فارس ، بند كوار است و شهر نسا « 1 » و جهرم و بوشنكا « 2 » را نيز از بناهاى او شمردهاند . صاحب تاريخ گزيده گويد كه بهمن ميان نجد و بصره سه آتشكده در عراق تعمير نمود . از كلمات او است كه : بالافضال تعلو الاقدار . بهسبب انعام نمودن و اكرام فرمودن ، بزرگيها زيادت شود ، چه هر كه در جود بر مستحقان بگشايد حق تعالى ابواب ارزاق و درهاى اقبال بر روى وى فتح فرمايد . من جاء بالحسنة فله عشر امثالها . « 3 » و قال : الرفق مفتاح النجاح ، چربزبانى كليد آمال و امانى است چه سوء خلق و درشت خوئى موجب انهدام قواعد حشمت و سبب انخفاض رايات دولت است . ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك . « 4 » و فرمود كه تجربة المجرّب تضييع العمر آزمون آزموده ضايع نمودن زندگانى است . و از سخنان او است : الانصاف احسن الأوصاف در عدل و داد كوشيدن نيكوترين صفتها است و انتقام مظلوم از ظالم كشيدن بهترين خصلتها . هم او گويد : حسن الذكر ثمرة العمر . رستم دستان از تعريف منشيان غنى و از توصيف مترسلان مستغنى است . و او در زمان كيكاوس تربيت يافت و مدتى مديد سردار سپاه عجم و حاكم سيستان بود و در زمان سلطنت بهمن به عالم ديگر شتافت . از كلمات او است كه كل شيئى عليه النفقة من الأموال الّا الحرب فان النفقة عليها من النفوس . يعنى هر واقعه كه حادث شود به صرف اموال آن را دفع توان نمود مگر جنگ كه در آن از سر جان بر بايد خاست . و من كلامه ايضا : الراى السديد من الأيد الشهيد . راى متين از جمله نعمتهاى قوى است .
--> ( 1 ) . ظاهرا و به قياس جهرم بايد فسا باشد نه نسا ( ن ) . ( 2 ) . در مج : « پوسنكان » و در نزهة القلوب : « بوشكانات » ( هر . دو چاپ لسترنج و دكتر دبير سياقى ) و در فارسنامهء ناصرى : « ثوشكابات » . ( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 160 . ( 4 ) . سورة آل عمران آيه 159 .