غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
155
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
[ بودند ] . و مقرر شد كه هرگاه چاو روى به اندراس نهد به چاوخانه آورده عوض گيرند . فى الجمله در ماه ذى قعدهء سنهء ثلث و تسعين « 1 » و ست مائه در تبريز چاو روان گشت و از اشتهار اين حكايت ، طوايف امم در غرقاب تحير و تفكر افتادند و تجار ترك آمد شد كردند و به حسب ضرورت در تبريز دو سه روزى به بيع و شرى اشتغال نمودند ، چه حكم شده بود كه هركه از معاملهء چاو گردن پيچد سرش بيندازند . بالاخره عوام الناس هجوم كرده قاصد جان عز الدين مظفر شدند و به روايتى او را با بعضى از متابعان به قتل آوردند . لاجرم امراء و نويينان به اتفاق صاحب ديوان به عرض گيخاتو خان رسانيدند كه وضع چاو منتج خرابى مملكت و رعيت و موجب عدم رواج مملكت شده ، چه حاصل تمغا مفقود و ابواب معاملات مسدود گشت . پادشاه سخنان زمرهء نيكوخواه را شنيده به ابطال چاو حكم كرد . به ثبوت پيوسته كه گيخاتو خان به بنين و بنات امراء و اعيان طمع مىنمود بنابرآن نويينان از سلطنتش متنفر گشته بايدواغول را به خانى برداشتند . و بايدواغول مدت شش ماه پادشاهى كرده ملك به غازان خان بن ارغون خان انتقال يافت . سلطان محمود غازان پادشاهى بود به وفور فراست و فهم موصوف و به كمال عقل و كياست معروف . از مصطلحات علوم باخبر و از دقايق حرف و صنايع بهرهور و بر كيفيت انساب و آداب سلاطين مغول دانا و بر دفع ارباب بغض و بغى و خلاف در روز مصاف توانا . از شيوهء فصاحت و بلاغت صاحب وقوف و همت عالى نهمتش بر تشييد اركان دين نبوى مصروف . در وضع قوانين عدل و انصاف و رفع اقانين ظلم و اعتساف بىبدل و در تمهيد مراسم رعيتپرورى و تأسيس مبانى سلطنت و سرورى ضرب المثل ، به تعمير بقاع خير و ابواب البر به غايت مايل و همواره مطمح نظر خجسته اثرش تحقيق نوادر مسايل . وزير پاكيزه تقرير ، حاوى فضايل نفسانى خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى در جامع التواريخ مرقوم كلك بيان گردانيده كه قبل از جلوس غازان خان ، سلاطين مغول را مدفنى معين نمىبود و هركس از ايشان فوت مىشد جسدش را در موضعى كه از عمارت و زراعت بعدى داشت دفن مىنمودند و نواحى آن را قروق مىكردند و چون جمال حال غازان خان به حليهء اسلام و ايمان مزين گشت و به شرف طواف عتبات عاليات ائمهء
--> ( 1 ) . در مس : « سبعين » .