غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

149

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

قايدو خان جد ششم چنگيز خان و قراجارنويان است . و او در ايام سلطنت خود از رودخانه ، جوئى بيرون آورده آن را به « جرالوم » موسوم گردانيد و قرى و قصبات بسيار به آب آن نهر معمور شد . برتان بهادر اول كسى را كه به بهادر از خانان تركستان ملقب گردانيدند او بود و برتان از غايت جلادت و مردانگى به اين لقب ملقب گشت . و برتان بهادر منصب لشكركشى و سردارى سپاه را به پسر عم خود ايردمجى ارزانى داشت و پس از آن او را « ايردمجى برلاس » گفتند و تمامى برلاسان از نسل ايردمجىاند . چنگيز خان پادشاه بلندقدر بهرام قهر بود . و چون او متولد شد مقدارى خون فسرده در مشت داشت و اين نزد اذكيا دال بود بر آن كه خدمتش بر سفك دماء دلير باشد . و چنگيز خان بعد از فوت پدرش يسوكاى بهادر به ملازمت اونگ خان شتافته به اندك زمانى به غايت مقرب گشت چنانچه پسر شنكوم و بعضى امراء به دو حسد بردند و به هنگام فرصت ، زبان به غيبت گشاده مزاج اونگ خان را بر چنگيز خان متغير گردانيدند و خاطر بر عزل و قتل او قرار داد ، و دو كودك كه يكى از ايشان باتا و ديگرى قيشليق نام داشت و از رمه شير به خانهء يكى از امراء برده بودند اين معنى را شنودند و فى الحال به خدمت چنگيز خان شتافته آنچه استماع نموده بودند به عرض رسانيدند و چنگيز خان همان شب اظهار مخالفت اونگ خان كرده فرار بر قرار اختيار نمود و باتا و قيشليق را « ترخان » « 1 » گردانيد و جميع ترخانيان از نسل آن دو ترخان‌اند . القصه چنگيز خان بعد از منازعت اونگ خان به اندك زمانى پادشاه نافذ فرمان شده تمامى ممالك تركستان و مغولستان را تسخير نموده لشكر به ايران كشيده در اكثر بلاد

--> ( 1 ) . ترخان - شاهزادهء ترك و مغول و بزرگى كه از بعض مزاياى موروثى از جمله معافيت از ماليات و عوارض متعدد برخوردار بود و مجاز بود كه هرگاه مىخواست [ مىتوانست ] به نزد سلطان رود ( فرهنگ فارسى معين ) .