غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

146

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

ذكر بعضى از خانان تركستان و بيان شمه‌اى از آثار ايشان نقلهء آثار و حملهء اخبار آورده‌اند كه جميع خانان بلاد مشرق و تركستان از نسل يافث‌اند كه از اولاد امجاد نوح بود عليه السلام . و چون نوح ، يافث را به جانب مشرق نامزد فرمود يافث نزد والد ماجد خويش التماس نمود كه او را دعائى آموزد كه به وسيلهء آن هرگاه از حضرت عزت باران خواهد ، ببارد . نوح ملتمس قرة العين خود را مبذول داشته او را اسم اعظم بياموخت و ايضا آن اسم را بر سنگى نقش كرده به يافث داد ، و يافث به آن واسطه هر وقت كه باران خواستى بباريدى . بعد از فقدان آن سنگ ، احجارى كه بدان مشابهت داشت در جوف ( ؟ ) حيوانات پيدا شد . و تركان آن را « جده تاش » گويند و تازيكان « سنگيده » و اعراب « حجر المطر » گويند و هنوز امثال آن سنگ در ميان اتراك موجود است و به استعمال آن باران مىبارد و اين معنى از بدايع صنايع آفريدگار است جل جلاله . القصه يافث در طرف مشرق به طريق صحرانشينان ساكن شد و رسوم نيكو وضع فرمود . ترك بن يافث او را « يافث اغلان » مىگفتند . ساختن خرگاه از جملهء مخترعات او است . يكى از فرزندان ترك كه « توتك » نام داشت « 1 » روزى در شكارگاه طعام مىخورد ، ناگاه لقمه از دستش بيفتاد و به واسطهء آن كه زمين شور بود نمكين شد ، و چون برگرفت و بخورد او را به غايت خوش آمد و رسم نمك در طعام از آن زمان باز پيدا شد . خزر بن يافث در كنار آب اتل « 2 » ساكن شد و شهر خزر را بنا نهاد و تخم گاورس « 3 » مزروع گردانيد .

--> ( 1 ) . بعضى از متأخرين از وى به « فودك » تعبير كرده‌اند ( حبيب السير ) . ( 2 ) . آب اتل يعنى ولگا ( ن ) . ( 3 ) . گاورس - گياهى است از تيرهء گندميان و از دستهء غلات كه دانه‌هائى شبيه ارزن دارد و با ارزن از يك نوع است ، و در حقيقت گونه‌اى ارزن است كه دانه‌هايش درشت‌تر است و پوستش نيز از پوست ارزن زبرتر است . دانه‌هاى اين گياه را بيشتر به كبوتران دهند ( معين ) .