غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
139
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
آويخته شده بود ، لاجرم در آن موضع كه به لطافت هوا بهترين مواضع شيراز بود آن عمارت ساخته و پرداخته آمد . گويند كه چون امير محمد مظفر شيراز را مسخر كرد در امر معروف و نهى منكر به مرتبهاى مبالغه كرد كه اولاد امجاد او و ظرفاى آن ديار از وى به « محتسب » تعبير مىفرمودند و شاه شجاع در آن اوان اين رباعى به نظم آورد . در مجلس دهر ساز مستى پست است * نى چنگ به قانون و نه نى در دست است رندان همه ترك مى پرستى كردند * جز محتسب شهر كه بىمى مست است در وقتىكه برادر آن پادشاه فضيلت پناه - شاه محمود - كه حاكم اصفهان بود فوت شد اين رباعى را در سلك نظم كشيد : محمود برادرم شه شير كمين * مىكرد نزاع از پى تاج و نگين كرديم دو بخش تا بياسايد خلق * او زير زمين گرفت و من روى زمين و اين سه رباعى نيز از نتايج طبع نقاد شاه شجاع است : يك چند طريق رهروان گيرم پيش * وز ناز و نعيم ياد نارم كم و بيش مردانه در اين راه بپويم پس و پيش * شايد كه رسم به آرزوى دل خويش * * * اى كرده رخت غارت هوش دل ما * عشق تو شده خانهفروش دل ما سرى كه مقربان از آن خاموشند * عشق تو فروگرفته به گوش دل ما * * * جان در طلب وصل تو شيدائى شد * دل در غم گيسوى تو سودائى شد اندر طلب وصل تو در گرد جهان * بيچاره دلم بگشت و هرجائى شد و بلبل طبع سحرساز آن پادشاه سرافراز همچنان كه در گلزار نظم ، نغمات موزون مىسرائيد در بوستان نثر نيز الحان بلاغتنشان به سمع فضلاى زمان مىرسانيد و از جملهء منشآت او مكتوبى است كه به حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان در سلك تحرير كشيده و جناب اشرف الفضلاء مولانا شرف الدين على اليزدى آن مكتوب را به جنس در ظفرنامه مثبت گردانيده « 1 » ، فليطالع شمه .
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به ظفرنامه جلد اول چاپ امير كبير ، به تصحيح محمد عباسى ، سال 1336 ، صفحهء 308 - در كتاب آل مظفر محمود كتبى به تصحيح دكتر عبد الحسين نوائى هم اين نامه با نسخه بدلهايش آمده ( اميركبير ، تهران ، 1364 ، ص 114 تا 118 ) و نيز اسناد و مكاتبات تاريخى ايران از تيمور تا شاه -