غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

130

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

سلطان سنجر بن ملكشاه نقاوهء اولاد سلجوق بن دقاق و ملاذ و مرجع سلاطين آفاق بود . سلطان سنجر بعد از برادر به بسط بساط عدالت و نصفت قيام و اقدام نمود و در سنهء 552 فوت شده در گنبد رفيع منيع كه در شهر كهنهء مرو از مستحدثات آن پادشاه حميده صفات بود مدفون گشت و پس از فوت او در خراسان از سلجوقيان هيچكس به استقلال حكومت نكرد . اما سلطنت عراق و آذربايجان مدت مديد تعلق به اولاد سلطان محمد بن ملكشاه مىداشت . يكى از ايشان سلطان مسعود بن محمد است و او در ايام دولت خود در شيراز مدرسه‌اى ساخت و در همان بقعه مدفون گشت . آخرين پادشاهى از سلاجقه كه در عراق به امر و نهى خلايق آفاق اشتغال فرمود سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملكشاه بود . و او افعال رضيه و اعمال مرضيه و طبعى نقاد و ذهنى وقاد داشت و اين رباعى آبدار از جملهء اشعار او است : ديروز چنان وصال جان‌افروزى * امروز چنين فراق عالم‌سوزى افسوس كه در دفتر عمرم ايام * آن را روزى نويسد اين را روزى و اين رباعى نيز از نتايج افكار او است : مائيم درين جهان خراميم « 1 » و چمان * بخشيم و خوريم و ياد ناريم غمان نه مال همى ماند و نه خان و نه مان * چون عمر نمىماند گو هيچ ممان پوشيده نماند كه از آن دو طبقهء ديگر از سلاطين سلجوقى كه در ولايت كرمان و مملكت روم حكومت كرده‌اند در آن ولايات آثار و عمارات بسيار به ظهور آمده اما چون راقم حروف را بر تفصيل آن اطلاع نبود در ذكر ايشان شروع ننمود . خوارزمشاهيان نه نفر بودند و مدت دولت ايشان صد و سى و هشت سال امتداد يافت . الاول منهم : قطب الدين محمد بن نوشتكين غرچه در زمان سلطنت بر كيارق و ايالت سلطان سنجر ، والى خوارزم بود و به

--> ( 1 ) . در مج : « چرانيم » . شايد در ستتر : خرامان .