غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

107

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

المستنصر بالله ابو جعفر منصور بن الظاهر باللّه . در ايام دولت خود مدرسه‌اى ساخته كتابهاى خوب بر آنجا وقف نمود و چهار مدرس كه هريكى مذهبى از مذاهب اربعه داشتند تعيين فرمود تا به افاده قيام نمايند و مقرر كرد كه در هر درسى شصت و يك نفر از معيد و طلبه ملازمت فرمايند و ما يحتاج ايشان را مرتب گردانيد . و همچنين دار القرائة « 1 » و دار الشفائى احداث نموده قراى معمور و مستقلات موفور بر اين بقاع وقف فرموده در هر محله‌اى از محلات بغداد ، دار الضيافه بنا نهاد كه در آن موضع پيوسته الوان اطعمه بودى خاصه در ليالى رمضان . آورده‌اند كه روزى مستنصر بر بام قصر برآمده ديد كه بر اكثر بامها جامه‌ها گسترده‌اند . از وزير استفسار نمود كه سبب اين حركت چيست . وزير تقرير نمود كه مردم بغداد اثواب خود شسته‌اند تا در روز عيد بپوشند . خليفه فرمود كه بغداديان چنان درويشند كه مكنت آن ندارند كه جهت خويش جامه‌هاى نو دوزند ؟ آنگاه به موجب اشارت او بنادق « 2 » طلا مىساختند و در منازل متوطنان بغداد مىانداختند . المستعصم بالله ابو احمد عبد اللّه بن المستنصر . به تجبر و تكبر و اموال بسيار و نفايس بىشمار و وفور شوكت و كثرت عظمت از ساير خلفا ممتاز بود . ياقوت خطاط كه بر همگان محقق است كه قلم نسخ بر خط تمامى خوشنويسان كشيده ملازمت او مىنمود . در ايام دولت او آب دجله چندان طغيان كرد كه اكثر محلات بغداد ويران شد و در مدينة السلام زياده از سه مسجد نماند . و در سنهء احدى و خمسين و ست مائه هلاگو خان از بلاد شرقى به طرف ولايات غربى لشكر كشيد و در سنهء ست و خمسين به جانب بغداد شتافته بر آن بلده استيلا يافت و خليفه را با اكثر اولاد عباس به قتل رسانيد و بساط خلافت را درنورديد . فسبحان الملك الحى الدائم الذى لا يزال ملكه .

--> ( 1 ) . مس : « دار الفراح » ، مج : « دار الفرات » . ( 2 ) . بنادق جمع بندق است و بندق به معناى گلولهء گلين و مانند آن ( منتهى الارب ) .