گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
98
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 12 موضوعى كه چند لحظه پيش ذكر شد كه پادشاه از نزديك شدن يونانيها بوحشت افتاده بود بنابر جريان ذيل به وضوح پيوست . با آنكه او روز قبل قاصدانى اعزام داشته و فرمان داده بود كه يونانىها اسلحهء خود را تحويل بدهند حال در اول صبح قاصدانى روانه و پيشنهاد مذاكرهء صلح نمود . وقتى كه قاصدان مزبور به سامان قرارگاه يونانيان رسيدند با فرماندهان درخواست ملاقات كردند و هنگامى كه پاسداران اين خبر را گزارش دادند كلارخوس كه تصادفا در آن لحظه سرگرم بازديد نفرات بود به مأموران دستور داد به قاصدان اطلاع دهند كه تأمل نمايند تا او فراغت حاصل كند . آنگاه لشگريان را نظم و ترتيب كامل داد تا از هر جهت آماده و آراسته به نظر آيند و مثل ستون انبوه محكمى جلوه كنند و كسى خارج از صف و ستون افراد سنگين اسلحه ديده نشود . سپس اجازه داد قاصدان پيش آيند و خود او با مجهزترين و خوشنماترين نفرات خويش آماده شد و به ساير سركردهها نيز دستور داد مثل خودش رفتار كنند . وقتى كه روبروى قاصدان فرا ايستادند از آنها پرسيد چه مطلبى دارند . جواب دادند براى مذاكرهء صلح آمدهاند و اختيار داشتهاند كه پيشنهادهاى پادشاه را به يونانىها ابلاغ نموده اظهارات يونانيها را به پادشاه معروض دارند . كلارخوس جواب داد : نخست چارهاى جز جنگ نداريم زيرا كه ما