گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

85

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

يونانىها رفته همراه پادشاه دست به كار شد و بدين ترتيب بعد از صف‌آرائى جديد آن دو ، بار ديگر با يكديگر همگام شدند . وقتى كه آنان روبروى جناح چپ يونانيان رسيدند اين عده بيمناك و نگران شدند كه مبادا ايشان به اين جناح بتازند و بوسيلهء محاصره كار آنها را پاك بسازند . پس بهتر آن ديدند ستون پهلو را عقب بكشند و رودخانه را حفاظ خويش قرار دهند . اما در حالى كه راجع به اين اقدام مشورت مىكردند پادشاه نيز بىدرنگ صف‌آرائى لشكر خود را عوض و آنها را مجددا جلو يونانىها مستقر كرد ، همان كارى كه اول بار براى پيكار با آنها كرده بود . وقتى كه يونانيها ديدند دشمن به صورت رزمى به آنها نزديك شده است سرود خوانان و با حدت و هيجان بيشتر باز به حمله پرداختند اما چريك‌هاى بيگانه با آنكه زيادتر از دفعهء اول تا سامان دشمن از يونانىها فاصله داشتند ، باوجوداين وضع پا به فرار نهادند . يونانىها نيز تا حدود دهكده‌اى به كار تعاقب ادامه دادند و در اين محل درنگ نمودند زيرا كه پادشاه و همراهان بر تپه‌اى مشرف به اين ده بهم ملحق شده بودند و پياده هم نبودند بلكه سوارها همهء تپه را فراگرفته بودند ، ازين‌رو يونانىها از وضع و كار دشمن بىاطلاع ماندند . مىگفته‌اند علامت شاهى را ديده بودند و آن عقابى گشاده بال زرين بود كه بر صفحه‌اى نصب و بر نوك تيركى افراشته شده بود اما چون يونانىها از اين محل نيز به پيشروى خود ادامه دادند سواران با شتاب تپه را ترك كردند و با هم پيوسته باقى نمانده بلكه از هر طرفى فرا رفتند . بنابراين رفته رفته تپه از وجود سواران خالى شد تا سرانجام همگى از نظر دور شدند . به همين جهت كلارخوس لشكر خود