گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

71

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

سر راه آنها بيفتد قطعه قطعه شود ، و غرض اصلى هم آن بود كه ارابه‌ها ، لشكر يونانى را درو كنند ولى راجع به اظهار كوروش كه يونانيان را فرا خواند و به آنها تأكيد كرده بود مانع هياهوى چريكهاى بيگانه شوند دچار اشتباه شده بود زيرا كه آنها با سروصدا پيش نمىآمده‌اند بلكه در سكوت و آرامش كامل با قدمهاى موزون و آهسته در حركت بودند . در اين هنگام كوروش در حالى كه فقط پيگرس مترجم او و سه چهار نفر ديگر همراهش بودند در جلو جبهه راه افتاد و با صداى رسا به كلارخوس فرمان داد نفرات خود را متوجه قلب دشمن كند زيرا كه خود پادشاه در آنجا بوده و گفت اگر در آن نقطه فتح كنيم كام ما كاملا حاصل خواهد شد . كلارخوس كه ديده بود انبوه دشمن در وسطاند و از كوروش هم شنيده بود كه پادشاه در جناح چپ عدهء اوست ( چون تعداد لشكر شاه به اندازه‌اى زياد بود كه هرچند قلب سپاه را گرفته بودند باز نفراتش از جناح چپ كوروش هم فراتر قرار داشتند ) اكراه داشت جناح راست لشكر خود را از كرانهء رودخانه كنار بكشد زيرا كه در اين صورت نگران امكان محاصرهء جناحين خود بوده و در جواب به كوروش گفت سعى تمام دارد كه كارها برطبق دلخواه انجام شود . در اين گيرودار خطرناك لشكريان پادشاه هم آهنگ پيش مى - آمدند در صورتى كه نيروى يونانى هنوز در محل خود مانده و با دسته‌هائى كه از عقب وارد مىشده‌اند صف‌آرائى مىنمودند . كوروش كه با فاصلهء كافى در جلو لشكر خود سواره حركت ميكرد بهر طرف نظر بررسى انداخت تا هم قواى همدستان خويش را اندازه‌گيرى كند و هم لشكر