گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
67
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
سوار بفرماندهى ارتاگرس كه در جلو پادشاه حركت ميكرد سپاه شاهى چهار سردار داشته و هر يك از آنها در رأس سيصد هزار نفر بودند : آبروكماس ، تيسافرن ، گويرياس ، و آرياس . اما از تمامى اين لشكريان كه تعداد آنها را برشمرديم فقط نهصد هزار نفر با يكصد و پنجاه گردونهء داسدار در ميدان نبرد حاضر بودند زيرا كه آبروكماس كه با لشكر خود از فنقيه آمده بود براى آمادگى رزمى پنج روز تأخير داشت . اين اطلاعاتى بود كه فراريان راجع به سپاه شاه بزرگ قبل از آغاز جنگ ، به كوروش داده بودند . بعد از شروع زد و خورد گزارشهاى مشابهى نيز بوسيلهء نفراتى كه اسير شده بودند بدست آمد . از اينجا كوروش يك منزل سه فرسنگ با تمامى سپاه خود اعم از يونانى و چريك بيگانه با آرايش جنگى راه پيمود چون مىپنداشت كه همان روز پادشاه به عزم نبرد پيش خواهد آمد زيرا كه در آن روز قبل از ظهر در حين پيشروى به خندقى كه پنج پا عرض و سه پا عمق داشته رسيدند . اين خندق در دشت تا مسافت دوازده فرسنگ ادامه داشت و به ديوار مديا « 1 »
--> - پلوتارك نقل مىكند گفته است كه چهارصد هزار نفر بودند . ( 1 ) - اين ديوار چنان كه گزنفون نوشته است از كرانهء فرات در قسمت شمال شرقى دجله شروع مىشده و بوسيلهء بابلىها ظاهرا در قرن ششم قبل از ميلاد به منظور دفاع در مقابل مادىها ساخته شده بود . گمان ميكنند قسمت جنوبى ديوار در آن زمان ويران بوده و به همين جهت خندق شاهى را ساختند . گزنفون شرح آن را در همين كتاب ذكر كرده است . بعضىها گفتهاند اين ديوار به نام مده زن آخرين پادشاه ماد بوده و بعضى ديگر آن را سد نيمروز ( نمرود ) خواندهاند .