گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

64

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بخش 6 از آن‌جا كوروش در سرزمين بابل سه منزل يا دوازده فرسنگ پيش رفت و در سومين منزل نيمه شب دستهء يونانىها و چريك‌هاى بيگانه را سان ديد ، زيرا كه ميپنداشت روز ديگر پادشاه با قشون خود به عزم نبرد پيش خواهد آمد . پس فرماندهى جناح راست را به كلارخوس و پهلوى چپ را به منون داد و خود به آرايش نفرات خاصه خويش پرداخت . روز بعد از سان ديدن قشون سحرگاه چند نفرى فرارى از اردوگاه پادشاه فرا آمدند و كوروش را از وضع لشكريان شاه آگاه كردند . در اين وقت كوروش سركرده‌ها و سردسته‌هاى يونانى را احضار و نه فقط با آنها صحبت و مشورت نمود كه نبرد چگونه بايد آغاز شود بلكه تا آنجا كه در توانائى او بود به تهييج و تشجيع آنها پرداخته چنين اظهار داشت : اى يونانيان ، من از آن جهت شماها را به عزم پيكار در راه مقصود خويش تا اين‌جا نياورده‌ام كه افراد كافى چريك بيگانه فراهم نبوده‌اند . بلكه به آن دليل اين اقدام را كرده‌ام كه معتقدم شما از چريكهاى بيگانه دليرتر و نيرومندتريد و به همين مناسبت است كه شما را در اين جنگ و ستيز شركت داده‌ام . پس شكى ندارم كه خودتان را افرادى برازندهء نعمت آزادى كه از آن بهره‌مند هستيد نشان خواهيد داد و شما را بداشتن اين آزادى تهنيت مىگويم و ترديدى نداشته باشيد كه خودم نيز آزادى را