گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
5
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
پيشگفتار گزنفون به سال 435 قبل از ميلاد در شهر آتن به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت . در عهد جوانى صباحت منظر را با قلبى مهربان و مغزى توانا توأم داشت . از شاگردان ممتاز سقراط حكيم بود . مىگويند روزى سقراط او را در حين عبور ديده و از ديدارش بقدرى مشعوف شده بود كه بىدرنگ از او دعوت نمود كه به جرگهء دوستانش درآيد . سقراط در ميان سالخوردگان و جوانان پيروان فراوان داشت و با آنها دربارهء امور گوناگون زندگى بحث ميكرد تا عشق به نيكى و فضيلت را چنان كه خود مىپنداشته در ذهن ايشان رسوخ دهد . تعاليم سقراطى در فكر و جان مشتاق گزنفون تأثير عميق كرد و از او وجودى خردمند و پرهيزگار ساخت . گزنفون به شرحى كه در اين كتاب خواهيم ديد در سال 404 پيش از ميلاد در لشكركشى كوروش كوچك به ايران آمد و چون خود كوروش در اين سفر به سرنوشت شومى دچار شده بود ، گزنفون رهبرى « بازگشت ده هزار نفر » چريك يونانى را كه همراه شاهزادهء جوان آمده بودند برعهده گرفت . در مراجعت به وطن او در سال 399 قبل از ميلاد به اتهام همكارى با دشمنان آتن از اين شهر طرد شد و بطورى كه خودش نوشته است اين