گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
33
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 2 چون براى لشكركشى كوروش از كرانهء دريا به حدود كوهستانى داخلى فصل مساعد ( بهار ) فرا رسيد او بهانهاى كه راجع به اقدام خود عنوان كرد اين بود كه ميخواسته است پىسىها را از قلمرو خودش بيرون كند و در ظاهر نيز به قصد جنگ با آنها از ميان اقوام بيگانه و يونانىها قشون فراهم كرده بود . در همان موقع به كلارخوس دستور فرستاد كه با همهء قواى تحت فرمان خود به او ملحق شود و به اريستى - پوس « 1 » نيز دستور داد كه با دشمنان هموطن خويش سازش نموده آنچه لشكر فراهم داشته است نزد او گسيل دارد و به كزنياس آركادى كه از طرف او فرماندهى چريكهاى آن شهر را داشته پيامى فرستاد تا تمام نفرات خود را همراه بياورد و فقط عدهاى را كه براى حفاظت قلاع لازم بودند باقى گذارد و به همين ترتيب به عدهاى كه ميلتوس « 2 » را در محاصره داشتند و نيز به پناهندگان ميلطى تأكيد كرد كه وارد جنگ شوند و به آنها وعده داد هرگاه در لشگركشى خود پيروز شود تا ايشان را به خانههاى خود باز نگرداند آرام نخواهد نشست . آنها نيز با خشنودى تمام حرفش را اطاعت نمودند زيرا كه به او اعتماد داشتند و مسلح خود را در سارد به او معرفى كردند . سپس كزنياس با لشكريان چندين شهر كه به سلاح سنگين مجهز و چهار هزار نفر بودند وارد
--> ( 1 ) - Aristippus ( 2 ) - Miltus