گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

30

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

رسانيد و بقيه را هم از شهر و ديار خود طرد كرد . كوروش بىدرنگ مطرودين را زير حمايت خويش قرار داد و از آنها لشكرى فراهم ساخت و خود ميلتوس را از راه خشكى و دريا محاصره و سعى نمود آوارگان را به شهرهاى آنها بازگرداند و خود اين موضوع نيز دستاويزى براى گرد - آوردن قشون او گرديد . در عين‌حال او به پادشاه پيغام فرستاد كه حكومت شهرهاى يونيه به جاى آنكه در دست تيسافرن باشد جزو قلمرو برادر شاه شود . در اين زمينه مادر كوروش تشريك مساعى مىنمود و خود اين امر موجب شد كه پادشاه از قصد توطئه برادر خويش غفلت نموده تصور كند كه صرف كردن وجوه و جمع‌آورى قوا از طرف كوروش بدان سبب بوده كه او با تيسافرن اختلاف و نقار داشته است . در نتيجه از اين بابت به هيچ وجه نگران نشد بلكه خوشوقت بود كه آن دو نفر با هم كشمكش دارند . بعلاوه خرسندى خاطر داشت كه كوروش ماليات آن شهرهائى را مرتبا براى پادشاه مىفرستاده كه به حوزهء حكومت تيسافرن تعلق داشته است . لشكر ديگرى در خرسونس كه مقابل اپيدوس « 1 » واقع است به شرح ذيل براى او فراهم ميگرديد كلارخوس « 2 » كه پناهنده‌اى اسپارتى بود در حين برخوردى كه با كوروش داشته مورد تحسين و توجه او واقع شده بود و كوروش هزار در يك « 3 » به او داد . كلارخوس با اين مبلغ به جمع‌آورى

--> ( 1 ) - Epidus ( 2 ) - Clearchus ( 3 ) - در يك سكهء زر ايرانى ، بعضىها نوشته‌اند اين اسم از نام داريوش اول مشتق گرديده است . سيصد در يك برابر يك تالان يعنى 643 ليره بوده است بنابراين كوروش معادل 8125 ليره به كله آرخوس داده بود . م