گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
28
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
لشكركشى كوروش بخش 1 داريوش ( دوم ) و پريساتيس ( پريزاد ) دو پسر داشتند ، بزرگتر اردشير و كوچك كوروش نام داشت . روزى كه داريوش در بستر بيمارى افتاد و چنين مىنمود كه دوران زندگىاش سرآمده است هر دو فرزند را فراخواند . اردشير در مقر پدر حاضر بود اما كوروش در ساتراپ نشين خود ( سارديس ) ميزيست . او فرماندهى تمام نيروهاى شاهى را كه مركز آن در كاستولوس « 1 » بوده برعهده داشته . بنابراين كوروش روانهء دربار پدر شد و تيسافرن را نديم واربا سيصد نفر از سربازان سنگين اسلحهء يونانى به سركردگى كزنياس « 2 » اهل پارهاسيا « 3 » همراه برد . « 4 » بعد از وفات داريوش « 5 » اردشير « 6 » بر تخت پادشاهى جلوس كرد . تيسافرن « 7 » ناروا كوروش را متهم ساخته بود كه بر ضد برادر خود نقشهء توطئه داشته است . اردشير اين
--> ( 1 ) - ناحيهء غربى آسياى صغير . ( 2 ) - Xenias ( 3 ) - شهرى در جنوب غربى آركاديا . ( 4 ) - در اين موقع كوروش فقط سيصد نفر يونانى تحت فرمان خود داشت . ( 5 ) - دارايا داريوش دوم ملقب به نوتوس از سال 423 تا 404 قبل از ميلاد كه كوروش دوم از سارديس به بابل لشكر كشيد پادشاهى كرد . ( 6 ) - اردشير دوم ملقب به منهمن ( خوش حافظه ) از سال 405 ق . م پادشاهى خود را آغاز نمود و گفتهاند 46 سال سلطنت و نود سال عمر كرد . ( 7 ) - از سرداران اردشير و برادر ملكهء او بوده است . م