گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
23
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
شهنشاه خواست كه بلاد يونيه را به او واگذار كند چون براى شهريار تفاوتى نمىكرد كه ماليات آن نواحى را چه كسى جمع و تقديم كند . اردشير شاه از اختلاف و نقاربين تيسافرن و برادر خود نگرانى نداشت بلكه خشنود مىنمود كه دو ساتراپ با هم كشمكش دارند . در آن گيرو - دار موجبى نيز فراهم شد كه كوروش از دوست ديگر خود پروكزنوس اهل بئوسى « 1 » در گردآورى قوا استمداد كند ، چون مىسىها كه همسايگان مزاحم سامان جنوبى قلمرو او بودند پيوسته فتنه مىكردهاند . كوروش يارى مهمان ديگر خود اريستىپوس اهل لاريسا ( درنسالى ) را نيز كه با مردم شهر و ديار خود اختلاف پيدا كرده بود تأمين نمود و به جاى پرداخت جيرهء 000 / 4 نفر همراهانش وجه شش ماه را به او داد و آن چهار برابر مبلغى بوده كه خود اريستىپوس تقاضا كرده بود اما در ضمن خواستار شد كه بدون اطلاع او با هموطنان خود سازشى نكند . غيورترين همكار كوروش كلئارخوس نام بود كه از طرف حكومت اسپارت به بيزانتيوم ( روم شرقى ) اعزام شده بود ولى بواسطهء نافرمانى از دستور ثانوى حكومت خود محكوم بمرگ گرديد . او در آغاز سال 401 ق . م نزد شاهزاده جوان گريخت و كوروش ده هزار در يك « 2 » به او داد . با اين مبلغ او نفرات چريك تهيه و بر ضد تراكيها در آسياى صغير جنگ كرد و چون اقدامش بسود شهرهاى يونانى در حوزهء هلسپونت ( داردانل ) بود آنها نيز كمك مالى به او دادند . ازاينرو مقامات دولتى محظورات بيشترى براى كلئار خوس پيش نياوردند ، زيرا وقتى كه در آغاز سال 401 ق . م كوروش
--> ( 1 ) - ولايتى در آسياى صغير ( 2 ) - سكهء عهد هخامنشى به روايتى منسوب به داريوش اول . م