گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

199

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

مىشنوم گويا زادگاهم باشد آيا اجازه دارم با اهالى صحبت كنم ؟ گزنفون با طيب خاطر رضايت داد و گفت سؤال كن چرا با ما رفتارى خصومت‌آميز دارند و مانع عبور ما مىشوند . سرباز اين سؤال را ترجمه و به زودى جواب آن را تعريف كرد « زيرا كه شما به صورت مهاجم در خاك ما وارد شده‌ايد » گزنفون گفت به آنها بگو ما با پادشاه بزرگ در جنگ بوديم و اكنون در حال بازگشت به وطن خود هستيم . آرزوى ما اينست هرچه زودتر به دريا برسيم و نيز بگو كه قصد هيچ‌گونه صدمه‌اى به ايشان نداريم . » سپس ماكرونها پرسيدند آيا حاضريد با ما عهد و پيمان كنيد و قول بدهيد كه چون دوست نسبت به ما رفتار كنيد . وقتى كه فرماندهان با اين پيشنهاد موافقت نمودند آنها به اين طرف رودخانه آمده به خدايان سوگند خوردند و محض نشانهء پيمان دوستى خويش نيزه‌اى متعلق به بربرها را به آنها داده در مقابل نيزه‌اى يونانى خواستند . سپس ماكرونها نيز دست به كار شده با همكارى يونانىها به قطع كردن درختان پرداختند تا پلى فراهم سازند . آن‌گاه به اتفاق همدستان جديد خويش از رودخانه گذشتند بعلاوه جو و ارزاق براى فروش آوردند . و در موقع عزيمت لشكريان راهنما هم دادند تا آنها را به سامان بعدى كه مسكن كلخيدها بوده است رهنمون باشد . بعد از سه روز يونانىها به رشتهء جبالى رسيدند كه مسكن كلخيدها بود و با آرايش رزمى جلو آمدند . با آنكه راه كوهستانى در آنجا شيب سختى نداشت كه عبور از آن دشوار باشد باز يونانىها درنگ نمودند تا تعاطى نظر كنند كه چگونه به بهترين وجهى حمله آغاز شود .