گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
189
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
ديگر نيز به آنها خواهند پيوست . « كوهستان تا شش ميل امتداد دارد و چنين مىنمايد كه دشمن هيچ قسمت ديگرى مگر جادهايرا كه بگردنه منتهى مىشود پاسبانى نمىكند . ازينرو بنظرم بسيار بجاست كه عوض حمله بدشمن كه در سنگرهاى خود مستقرند از راه ديگرى كه نگهبانى ندارد معبرى پيدا كنيم زيرا كه بمراتب آسانتر است از راهى سربالاى بىمانع و محظور عبور كردن تا از جادهء هموارى كه عبور بدون كشمكش مقدور نيست و چون دشمن در كمين است چه بهتر كه اين كار در صورت امكان شبانه انجام شود اگر مزاحمتى در كار نباشد جادهء ناهموار به حال ما بيشتر مساعد خواهد بود تا راه ديگرى كه دشمن در آنجا پيوسته ما را سنگسار كند . بايد از فاصلهاى دور از مقر آنها در تاريكى راهى دزدكى پيدا كنيم تا صداى ما را نشنوند و براى انحراف توجه ايشان بخصوص نافع و مؤثر خواهد بود كه عدهاى از لشكر ما بسوى گردنه روانه شوند گوئى كه از آنطرف قصد حمله داريم . » او رو به خريسوفوس نموده با لحن طعنه افزود « وقتى كه صحبت دزدكى بميان آوردهام تو اى مرد اسپارتى چنان كه شنيدهام از عهد طفوليت با پيشه دزدى سروكار داشتهاى در نزد شما سرقت قرين موفقيت مايهء افتخار بشمار ميرود ولى اگر لابد مهارتى در اين كار نباشد آنكس كه دستگير شود مكافات خواهد كشيد . اينك وقت آن فرا رسيده است كه هنر و مهارت خويشرا نشان بدهى پس ما را بوسيلهء فن دزدى ماهرانهء خود چنان همراهى كن كه دستگير و مجازات نشويم . » خريسوفوس اين طعنه را بوجهى خوشآيند تلقى كرد و به همان لحن پاسخ داده گفت « شما اهالى آتن نيز در كار دزدى مهارت داريد و بزرگترين