گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
18
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
آتن آمرگس را در سال 412 ق . م اسير و به ايرانيان تسليم كردند . از اين روتيسافرن بار ديگر با لاكدمونها ( لاسدمونها ) عهد بست و پرداخت جيرهء افراد نظامى آنها را تعهد نمود و لاكدمونها نيز متقابلا برعهده شناختند كه او دربارهء شهرهاى يونانى آسياى صغير آزادى عمل داشته باشد . اما در اين حين الكبيادس « 1 » كه نزد تيسافرن بود او را از تقويت بىاندازهء اسپارت برحذر داشت . در نتيجه تيسافرن در پرداخت كمك مالى كه تعهد كرده بود مسامحه نمود ، سرانجام كاسهء صبر لاكدمونها لبريز شد و هيأتى را به دربار پادشاه بزرگ ( اردشير دوم ) گسيل داشتند تا مستقيما با شاه قرارى بگذارند . فرنه باز ساتراپ دسكوليوم « 2 » درصدد برآمد كه مجدانه به لاكدمونها مدد برساند . بعد از نبرد دريائى رتيوم « 3 » ( 411 ق . م ) و كوسيكوم « 4 » ( 410 - ق . م ) كه به شكست آنها منجر شد او باز سعى فراوان نمود لاكدمونهاى فرارى را كه دچار تعاقب دشمن بودند يارى كند . اگرچه او در محاصرهء كالسدون « 5 » در مقابل آتنىها نيك اظهار وجود كرده بود باز ناچار گرديد با ايشان قراردادى امضاء و علاوه بر ساير شروط عهد كندكه هيأتى آتنى را به دربار ايران برساند . اين هيأت در سال 409 يا 408 ق . م به اتفاق فرنهباز حركت و فصل زمستان را در گورديوم « 6 » سر كردند ولى عاقبت به مقصد خود نرسيدند زيرا هيأت اسپارتى را كه سال پيش به دربار ايران رفته بودند بين راه ملاقات كردند و كسب اطلاع كردند كه آنها مراد خود را حاصل نمودند
--> ( 1 ) - Alcibiades ( 2 ) - Dascylium ( 3 ) - Retheum ( 4 ) - Cysicum ( 5 ) - Chalcedon ( 6 ) - Gordium ( گرد - درفريگيه )