گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

174

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

از كنار رودخانه به طرف گذرگاهى كه تا اردوگاه آنها در حدود نيم ميل فاصله داشت حركت دادند . سواران پارسى كه متوجه اين اقدام آنها شده بودند از ساحل ديگر در موازات آنها به راه افتادند . وقتى كه يونانىها به گذرگاه رسيدند روحانيون ايشان به درگاه خداى رودخانه نذر و نياز كردند آن‌گاه همگى با هم سرود نظامى برخوانده خدايان را ستايش نمودند و در ضمن بانگ شديد حمله خريسوفوس و دستهء باربرى او داخل رودخانه شدند . در اين هنگام گزنفون و افرادش شتابان به طرف محلى كه از آنجا آمده بودند بازگشتند و چنين مىنمود كه رودخانه را از آنجا قصد عبور دارند . اين اقدام همان تأثيرى را بخشيد كه سرداران انتظار داشتند زيرا وقتى كه سواران پارسى ديدند خريسوفوس از سمت بالا رودخانه را عبور مىكند و خيال كرده بودند گزنفون هم از طرف پائين آن را قصد عبور دارد دچار واهمه و انديشه‌ناك شدند كه مبادا بين دو دستهء يونانى گرفتار شوند پس به حالت تاخت از آنجا عبور كردند كه بدين ترتيب خريسوفوس و دستهء باربرى بىهيچ مزاحمتى از رودخانه گذشتند و راست به سمت نقاطى كه پيادگان پارسى در آن حدود مستقر بودند پيش رفتند . نفرات پيادهء مزبور از همقطاران سوار خود استقامت بيشترى ننمودند و چون گريز سواران را ديدند آنها نيز فرار را بر قرار ترجيح دادند . دار و دستهء خيمه‌داران و حيوانات باربر دنبال خريسوفوس رودخانه را عبور كردند و به ساحل كنتريت درآمدند حال فقط گزنفون در دنبال مانده بود و عبور دادن باقى نفرات از رودخانه آخرين كار آنها بود كه در آن روز كارى آسان بشمار نميرفت زيرا كه كردها كماكان در كمين‌گاه بودند