گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
168
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
غرق شدن و لغزش هم خاك و خاشاك مانع خطر خواهد شد . » بعد از شنيدن اين توضيحات سركردهها ضمن اذعان اينكه تدبير هوشمندانهاى است گفتند قابل اجرا به نظر نميرسد زيرا كه از ساحل ديگر رودخانه افرادى مانع اين كار خواهند شد و عدهء كلانى سوار آماده بودند كه همان نفرات اولى را مانع عبور و مخل اجراى اين نقشه شوند . بنابر ملاحظات مزبور آنها تمام روز آينده را در كرانهء رودخانه سير قهقرائى كردند تا به دهاتى كه از حريق مصون مانده بود برسند و دهى را كه خود در آنجا بودند به آتش كشيدند . نتيجه اين شد كه به جاى ادامه دادن حمله ، از طرز كار يونانيها سرگردان شدند و مثل اين بود كه حيران مىنمودند آنها به كجا ميروند و چه قصدى دارند . در پايان روز هنگامى كه بقيه لشكر به جستجوى آذوقه پرداخته بودند سركردهها جلسهء ديگرى ترتيب دادند و اسيرانى را كه گرفته بودند در اين جلسه حاضر و از آنها راجع به نواحى مختلف آن حوالى تحقيقات كردند . اسيران اظهار داشتند كه راه جنوبى به بابل و سرزمين ماد ميرسيده يعنى سرزمين مشابه نقاطى كه تازه عبور كرده بودند و راه شرقى به شوش و اكباتان منتهى مىشده است و مىگفتهاند شهنشاه تابستان را در آنجا اقامت مىنمايد . آن سوى رودخانه هم در طرف غرب ليديه و يونيه واقع بوده و حال آنكه راه كوهستانى شمالى به كردستان ميرفته است و مىگفتهاند كردها در كوهستان سكونت دارند و مردمى جنگاورند و از پادشاه تبعيتى ندارند و در واقع يك بار قشون شاهى شامل يكصد و بيست هزار نفر براى سركوبى آنها آمده بود ولى بواسطهء وضع سختى كه آن منطقه دارد حتى يك نفر هم مراجعت نكرد بهرحال آنها گاهى با ساتراپ در جلگه عهد و