گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
165
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
تحمل رنج و تعب كنيد در باقى راه جنگ و خطرى نخواهيد داشت » ولى سوتهريلاس اهل سيكونى در آن حين و حال گفت : « ما وضع مساوى نداريم تو سواره هستى در حالى كه من از رنج حمل كردن سپر خود پاك بيچارهام » وقتى كه گزنفون اين حرفش را شنيد از اسب خود پائين پريده سوتهريلاس را از صف كنار انداخت و سپرش را گرفته با سرعت تمام به راه افتاد . در اين موقع او زرهء سواره نظام خود را در تن داشت بنابراين زير بارى سنگين افتاده بود و افرادى را كه در جلو بودند تأكيد به تعجيل مىنمود ، چرا كه خود ديگر ياراى همگامى با آنها را نداشت . اما ساير سربازان سوتهريلاس را مورد دشنام قرار داده سرزنش كردند تا ناگزير شد سپر خود را بازستاند و پيش برود . آنگاه باز گزنفون سوار شد و تا آنجا كه سوارى امكان داشت افراد را سواره رهبرى كرد ، اما همين كه زمين ناهموار شد و عبور دشوار ، اسبش را كنار گذاشته پياده و با شتاب بسيار پيش رفت و در نتيجه زودتر از دشمن به قله رسيدند .