گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

150

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بخش 18 پس از اظهارات گزنفون حضار همه برخاستند و به اردوگاه بازگشته به سوزاندن ارابه‌ها و چادرها پرداختند و اقلام زايد باروبنه را هم مقدارى سربازان به شراكت برداشته و بقيه را آتش زدند . وقتى اين كارها تمام شد بفراهم ساختن صبحانه مشغول بودند كه در آن حال ميترادات با سى نفر سوار فرا رسيد و فرماندهان يونانى را بفاصلهء صد ارس فرا خوانده چنين اظهار داشت : « اى يونانيان بطورى كه خودتان مىدانيد من نسبت به كوروش وفادار بودم اكنون به شما هم علاقهء دوستانه دارم ، در واقع همين اقدام را نيز با ترس و لرز مىكنم . بنابراين اگر اطمينان حاصل كنم اقدامات شما از روى حزم و احتياط است به شما خواهم پيوست و دسته‌ام را خواهم آورد . ازينرو بگوئيد چه قصد و خيالى داريد و مطمئن باشيد كه دوست و خير خواه شما هستم و بر آن سرم كه در اين سفر با هم باشيم . » سركرده‌ها جلسهء مشورتى ترتيب داده به او چنين پاسخ دادند ، خريسوفوس سخنگوى ايشان بود : « عزم ما اينست اگر مانعى پيش نيايد به ميهن خويش بازگرديم بدون آنكه در خط سير خود سبب صدمه و خرابى شويم ولى اگر كسى مانع عزيمت ما شود با تمام قوا بر ضد او جنگ خواهيم كرد . » آن‌گاه ميترادات وانمود كرد كه بدون رضايت پادشاه بازگشت