گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
141
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
مكافات دهيم بلكه با نبردهاى خونين - به يارى خدايان - چنان كه ما را رواست به تحصيل پيروزى و ظفر اميدوار باشيم . » در حين اظهارات او يكى از حضار عطسه كرد « 1 » كه سربازان هم شنيدند و همگى ارادهء خداوندى را ستايش نمودند « 2 » پس گزنفون اظهار داشت : « چون در حينى كه راجع به نجات خودمان مشغول صحبت بودم علامتى از جانب زاوش منجى ما به منصهء ظهور رسيده است از همگى تقاضا دارم همين كه به سرزمين دوست و آشنا وارد شويم محض سپاس به درگاه خدايان نذر و قربانى كنيم و از قربانىهاى ديگر نيز بمناسبت قدر و شايستگى سرشار خودمان دريغ ننمائيم . همهء آنها كه با اين پيشنهاد موافقت دارند دست خود را برگيرند . » تمامى حضار دست بلند كردند . آنگاه همگى هم عهد و پيمان ، سرود فتح و ظفر خواندند وقتى كه اين مراسم چنان كه بايد و شايد برگزار شد گزنفون باز به سخن پرداخت : « لحظهاى پيش گفتهام كه ما اميدوارى بسيار در احراز فتح و پيروزى داريم زيرا كه اولا به سوگندى كه در درگاه خدايان ياد كردهايم پابند ماندهايم در صورتى كه دشمنان ما راه خلاف پيمودهاند و با وجود عهد و سوگند خود شروط مصالحه را زير پا گذاشتهاند . ازينرو مىتوان استنباط نمود كه خدايان دشمن آنها و يار و ياور ما خواهند بود و خدايان
--> ( 1 ) - عطسه علامت خير و خوبى بوده و در اين مورد بخصوص دال بر طالع و اقبال ، چون وسط كلام گزنفون دربارهء رهائى و نجات پيش آمده بود . ( 2 ) - اين علامت و فال را از جانب زاوش منجى بزرگ تلقى كرده بودند . يونانىها به زاوش ( زئوس ) همان عقيده و ايمانى را داشتهاند كه ايرانيان از عهد داريوش اول نسبت به آهورمزدا يعنى پروردگار بزرگ ابراز مىداشتهاند . م