گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

136

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بدهيد زيرا كه فرمانده و نايب و سردسته هستيد . در زمان صلح از جهات مواجب و مزايا از آنها وضع بهترى داشتيد حالا كه در جنگ هستيم حق آنست كه شما در برابر سربازان عادى ممتاز باشيد براى آنها نقشهء كار طرح كنيد و در صورت لزوم به خاطر آنها خودتان را به ناراحتى و زحمت بيندازيد . اينك به نظر من اگر ابتدا هرچه زودتر سركرده‌هاى جديد تعيين و جانشين فرماندهانى بشوند كه از بين رفته‌اند خدمت بزرگى به لشكر خواهد شد زيرا كه در هر كار و موردى بىوجود رهبر هيچ اقدام مطلوب و يا سودمندى بخصوص در ميدان كارزار امكان ندارد . چون انضباط افراد را سرمايهء رستگارى است و حال آنكه فقدانش در بسا موارد قبلى علت آشفتگى و پريشانى امور شده است ثانيا همين‌كه تمام سركرده‌ها را كه وجودشان امرى ضرورى است تعيين كرديم آن‌گاه بايد بقيهء سربازان را جمع‌وجور و آنها را نيك تهييج كنيم . چون شايد ديده باشيد كه در وضع و حال فعلى آنها تا چه‌اندازه پريشان و دلشكسته به قرارگاه خود بازگشته و با چه افسردگى تام به انجام دادن تكاليف پاسدارى خود قيام كرده‌اند . تا زمانى كه افراد چنين وضعى را دارند من كه اطمينان ندارم چه خدمت و كارى هنگام روز يا شبانگاه از آنها ساخته است ولى اگر بتوانيم روحيهء آنها را تغيير دهيم كه در نتيجه نه فقط در غم و غصهء مصيبت و گرفتارى خويش نباشند بلكه به انجام دادن آنچه بر عهدهء آنهاست بينديشند در اين صورت وضع روحى آنها اصلاح و درخشان خواهد شد . چون اطمينان دارم شما به اين نكته توجه نموده‌ايد كه در جنگ كميت سپاه يا قدرت و زور آنها مايهء پيروزى نيست بلكه فتح و ظفر نصيب