گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
134
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
سفيرانى فرستاده درخواست مصالحه نمود و به ما آذوقه عرضه كرد تا سرانجام حالت مصالحه برقرار شد ؟ وقتى كه فرماندهان و سردستههاى ما همان كارى را كردند كه تو حالا تأكيد و اصرار دارى و بىاسلحه به جلسهاى رفتند كه دعوت كرده بود و به آداب متاركهء جنگ اعتماد نمودند ، مگر نديدهاى در آن مورد چه واقع شده است ؟ آيا آن عده همين حالا نيز در معرض ضرب و زجر و توهين نيستند . همان افراد تيرهبختى كه در آرزوى مرگاند ولى امكانش را ندارند ؟ با وجود اطلاع از اين ماجرا باز آنانى را كه محض دفاع از خويش سخن مىگويند ياوهسرا ميخوانى و هنوز خيال مىكنى بهتر است با پادشاه از راه مسالمت و سازش درآئيم ؟ آقايان به عقيدهء من بايد نه فقط ما اين عنصر نامطلوب را از ميان خود برانيم بلكه بايد مقام سردستگى نيز از او سلب شود و از گردهاش كار بكشيم و با او اينگونه رفتار كنيم زيرا كه اين نابكار هم مايهء شرمى براى زادگاه خويش و هم موجب عار سراسر يونان است و با آنكه يونانى است باز چنين رفتارى دارد . » سپس آگاسياس اهل استيمفالى ( شهرى در آركادى ، آسياى صغير ) به سخن آمده اظهار داشت : « رفتار اين سركار اصلا به بئوسى و يا هيچ قسمت ديگر يونان ارتباطى ندارد زيرا كه من متوجه شدهام هر دو گوش او مثل اهالى ليديه « 1 » سوراخ دارد « 2 » و در واقع نيز چنين بود . بنابراين او را
--> ( 1 ) - يونانىها مردانى را كه گوشواره به كار مىبردهاند صاحب اخلاق زنانه مىشمردهاند و چون گوشهاى او سوراخ داشته بنابراين آپولونيد جزو چريكهاى بيگانه بشمار ميرفته است . ( 2 ) - اهالى ليديه به داشتن اخلاق زنانه مشهور بودند .