گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

132

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

غمخوارى در كار خودمان و حسرت بر وضع پادشاه و پيروانش باز نايستادم زيرا كه به رأى العين مىديدم آنها چه سرزمين پهناور حاصلخيزى دارند و چه مقادير انبوه خواربار در اختيار و چه خدم و حشم فراوان و زر و لوازم ديگرى كه در دستگاه آنهاست و هر وقت به ياد سربازان خودمان مىافتادم و مىديدم كه ما از اين همهء وسايل ناب بهره‌اى نداريم مگر اينكه بهاى آنها را پرداخت كنيم و عدهء كمى هم از ميان ما قوهء خريد آن چيزها را داشته‌اند و غافل هم نبودم كه بنابر عهد و پيمان مگر از راه خريد وسيلهء ديگرى جهت تحصيل آنها نداشتيم . پس با اين همه انديشه‌ها كه در سر داشتم در دورهء مصالحه گاهى از وضع خودمان بيشتر نگران مىشدم تا اكنون كه در حال جنگ و جدال هستيم . اينك كه ايشان در اثر رفتار يك طرفى خود به حالت متاركهء جنگ پايان داده‌اند ازين‌رو به عقيدهء من زمانهء گستاخى آنها و همچنين روزگار پريشانى ما نيز سرآمده است زيرا كه همهء اين نعمت‌ها در آينده متعلق و جايزهء آن دسته و طرفى خواهد بود كه افرادى دليرتر دارد . داور مسابقه هم خدايان‌اند كه به احتمال قوى حامى ما خواهند بود زيرا كه دشمنان ما به آنها دروغ سوگند خورده‌اند در صورتى كه ما باوجود اين همه مال و منال كه در جلو ديدگان ماست باز پيوسته از دست درازى نسبت به آن خوددارى نموديم چون به حق خدايان سوگند خورده بوديم . لذا ما به عقيدهء من با اعتمادى بمراتب بيشترى مىتوانيم در اين مبارزهء زورآزمائى وارد شويم . بعلاوه ما براى تحمل رنج و سختى جسم و تن نيرومن داريم و به فضل خداوندى نيروى روحى بيشتر و نيز اگر مثل مورد قبلى خدايان به ما پيروزى ارزانى دارند دشمن زودتر از ما در معرض خطر صدمه و فنا خواهد بود . »