گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
69
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
شرفيابى تعيين نموده است زيرا آن روز بزرگترين عيد آنها و شروع سال جديد است . روز چهارشنبه بيستم باتفاق رئيس تشريفات دربار عازم آنجا شدم . در ميدان قصر انبوه جمعيت بقدرى زياد بود كه مدتى طول كشيد تا به قصر رسيدم . در داخل قصر به شاهزاده گرجى برخورد كردم كه توسط منشى خود به من اظهار ادب كرد و از اينكه نمىتواند قبل از شرفيابى بحضور شاه با من صحبت كند ابراز تأسف كرد و افزود اگر غير از اين رفتار كند مورد اتهام قرار خواهد گرفت . سپس سفير امپراطور روس وارد شد و بعد از او سفير حاكم كل مالت كه او را به ساختمان ديگرى هدايت كردند . اول شاهزاده گرجى احضار شد و سپس به من اطلاع دادند كه مىتوانم در همان موقع داخل شوم . بعد از عبور از دو در ، راهنما اظهار داشت كه بايد تا رسيدن پيام ثانوى تأمل كنم . در اثناييكه انتظار مىكشيدم هداياييكه شخصيتهاى بزرگ مملكت و دربار جهت تقديم به شاه فرستاده بودند از مقابل ما گذشت زيرا در آن روز مرسوم است همه جهت شاه هديه بفرستند حتى تهىدستان كه هديه آنها مىتواند مقدارى پول خرد باشد به اين طريق شاه در روز اول سال باج بسيار چشمگيرى دريافت مىدارد كه مبلغ قابل توجه و متنابهى مىشود من دريافتم كه مرا از روى قصد به آنجا هدايت كردهاند تا همه اين هدايا را مشاهده نمايم . اولين هديه متعلق به صدر اعظم شامل پنج اسب بود ، سپس هديه ناظر كه سه اسب و دو شتر حامل قالى بود و همينطور به ترتيب هدايايى از قبيل پول نقره - عمامه ، اسب ، غلام و كنيز و شاهين . سپس تعداد زيادى كلههاى بريده كه از كاه پر كرده و بر چوب بلند نصب كرده بودند و بعنوان علامت فتح و ظفر از مقابل پادشاه عبور دادند . اين كلهها متعلق به تركهايى بودند كه در زمان سلطنت شاه عباس كبير در جنگ كشته شده بودند و از آن زمان تا به حال آنها را حفظ كرده بودند تا در چنين روزهايى بنمايش درآورند بعد از آن تعداد زيادى سينىهاى طلا كه مملو از پلوهاى جوراجور بود و به عمارت اندرونى كه شاه در آنجا غذا صرف مىكرد برده مىشد اين محل كه جهت پذيرايى تعيين شده بود