گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
67
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
اجازه مرخصى با اين تشريفات انجام گيرد حتى در مورد سفراى ترك كه بسيار مورد احترام و اهميت هستند همين روش را معمول مىدارد ولى با اين حال موضوع را بعرض پادشاه مىرساند تا رضايت من جلب گردد . روز بيست و هشتم ، بعد از مذاكرات و مباحثات بسيار جهت استقرار مجدد اسقف در محل خدمتش و در محيطى پر از سوءظن و عدم اطمينان كه بالاخره با پرداخت رشوه و مهارت خاص خودم موفق شدم آن شرايط را تغيير دهم ، صدر اعظم دو نفر از كارمندان خود را نزد من فرستاد آنها وظيفه داشتند اسقف را در جلفا مستقر سازند و نيز حامل سفارش نامهاى جهت حاكم شهر جلفا بودند تا وى موافقت و همراهى كند . اين استقرار مجدد اسقف به حدى از لحاظ مذهبى داراى اهميت و ارزش بود كه مصمم شدم شخصا اسقف را تا كليسا همراهى كنم ، كليه مسيحيان و كشيشهايى كه در اين پايتخت ساكن هستند بدنبال من آمدند و تعداد آنها بسيار زياد بود . در حالى كه از بخش بزرگى از شهر عبور كرديم او را به طرف كليسايش هدايت كردم با اينكه اين كليسا منهدم و خراب شده بود ولى هنوز نمازخانه كوچكى در آن باقى بود كه از نظر خشمگين اين بىايمانها مصون مانده بود . اسقف در آنجا مراسم مذهبى را بجا آورد ، ارامنه كاتوليك روم ، بىاندازه از اين بابت اظهار خوشحالى كردند در صورتى كه افراد منتسب به فرقه تجزيهطلبان از كليسا كه ساير روزها بنا به عادت در هر كوى و برزن كه مىگذشتم حاضر بودند و ابراز خوشحالى و شعف مىكردند ، در اين مراسم به علت خجلت هيچكدام حضور نيافتند . نمىتوانم از تأييد اين مطلب به آن جناب خوددارى كنم كه چه اشكهاى شادى كه آن روز ريخته نشد زيرا همه شاهد پيروزى ايمان در يك شهر پر از كفار بودند . اسقف از اين بابت به اندازهاى خوشحال و سپاسگزار بود كه نامه تشكرى به مقام مقدس پاپ اعظم نوشت به اين مضمون كه من به عملى توفيق يافتم كه بسيارى از شاهزادگان اروپا با آن همه قدرت و اهميت و مكاتبه بانجامش موفق نشده بودند . نامهاى هم به همين مضمون به پادشاه ارباب ما نوشت . در نامهاى كه