گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
61
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
اقامتگاهم خارج شوم و در مراسم تقديس وى شركت جويم ، در آن مراسم آقاى پيدو اسقف بابيلون و ساير روساى فرقههاى اگوستن و دومينيكن حضور داشتند ، من روى صندلى دستهدار نزديك محراب قرار گرفتم ، انجيل را براى بوسيدن بدستم سپردند و بخور نيز دادند ، پدر كنستانتينو به زبان لاتين دعا خواند و بعد از انجام مراسم تقديس اسقف نامبرده شروع بدعا و ثنا براى پادشاه پرتغال اربابم نمود كه آن را جهت آن جناب تقديم مىدارم . در مراسم تقديس عموم اروپاييان ساكن دربار اصفهان شركت و همچنين كاستلين « 1 » افسر دولت هلند حضور داشتند . روز دوم ژانويه 1697 صدر اعظم اعتماد الدوله اطلاع داد كه براى مذاكرات مجدد بايد به نزد او بروم ، براى او پيام دادم چون در ديدار گذشته از احترام لازم نسبت به من كوتاهى شده است لذا مذاكرات بايستى در محل ديگرى انجام شود ، او ضمن ابراز معذرت و دلجوئى اظهار داشت كه طرز رفتارش بدليل كهنسالى بوده است و نيز روش هميشگى او نسبت به عموم سفراى دربار چنان است اما اين عذر نتوانست مرا متقاعد كند و شاه از اين موضوع آگاه شد و توسط مهماندار كه از سابقه رنجش من از اعتماد الدوله اطلاع داشت پيام داد كه به منزل صدر اعظم بروم و وى از ادب و احترام لازم نسبت به من كوتاهى نخواهد كرد بطوريكه ديگر از اين بابت شكايتى نداشته باشم . بعدا دانستم كه تشكيل اين مجلس بيشتر بخاطر دلجوئى از من بوده است ، نه بخاطر مذاكرات ، زيرا همان گفتگوهاى سابق تكرار شد ، وى دوباره عدم امكان جنگ را در سال جارى يادآورى نمود و ضمنا اطمينان داد كه كار استقرار مجدد اسقف اخراجى در جريان مىباشد و همانطور كه مورد تقاضايم هست عمل خواهد شد زيرا نظر پادشاه را نيز بسيار مساعد و موافق يافته است وقتى كه به منزل صدر اعظم وارد شدم دو پسر وى جلو در به استقبالم آمدند و خودش به محض ورودم از جاى برخاست و در موقع عزيمت نيز همانگونه اظهار ادب و احترام نمود .
--> ( 1 ) - Casteleijn