گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
41
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
در نيمه « 1 » سه منزلى لار شخص ديگرى از كارمندان خان به استقبال آمد وى حامل پيامى از خان بود و تمنا داشت چند روزى در خيمههائى كه در يك منزلى شهر بر پا داشتهاند بمانم تا اقامتگاهى كه برايم در شهر فراهم آوردهاند آماده پذيرائى گردد . روز شنبه بيست و هشتم ژوئيه به خيمههاى نامبرده رسيدم . صبح آن روز خان ، اللهوردى بيگ فرمانده گارد خود را بديدن من فرستاد و بعد از ظهر نيز شخصيتهاى محلى شهر همراه با بيست تن از افراد متفرقه بديدارم آمدند و فرداى آن روز عموى خان و دو برادرش و كلانتر شهر آمدند . آنها كه رفتند عبد الشيخ تاجر عرب كه ساكن بندر كنگ است به ملاقاتم آمد وى كه هميشه نسبت به ما اظهار دوستى و ارادت مىنمايد ، اطلاع داد كه در روز ورودم به شهر لار ، خان براى استقبال به خارج از شهر نخواهد آمد بلكه داروغه را با تعدادى افراد مسلح ساكن لار ، به پيشوازم خواهد فرستاد . در پاسخ از او خواستم به خان بگويد كه اگر خود وى شخصا به استقبال نيايد و اداى احترام لازم را نكند به شهر وارد نخواهم شد . عبد الشيخ همان شب دير وقت بود كه دوباره برگشت و گفت كه خان اظهار مىدارد كه در اينجا مرسوم نيست براى سفرا در خارج شهر مراسم استقبال به عمل آورند و هنوز در شهر اشخاصى يافت مىشوند كه زمان شاه عباس كبير را بخاطر دارند . در آن موقع هنگام ورود گارسيا داسيلوا « 2 » سفير دولت پرتغال فقط وزير لار قنبر بيك مراسم استقبال را بجاى آورد و وى فقط در شهر لار حكومت مىكرد و وزير بود در حالى كه خان فعلى در رديف بالاترى قرار دارد و خان تمام ايالات لارو گمرون « 3 » و كنگ و بندر ريگ مىباشد و حوزه قلمرو وى بيش از صد و پنجاه منزل گسترده است . من در جواب عبد الشيخ اظهار داشتم كه خان را ملزم به مراسم استقبال نمىكنم و اگر مايل به اين امر نيست من به مسافرت خود به اصفهان از خارج شهر و بدون ورود به شهر ادامه خواهم داد . تأثير اين تصميم چنان شديد بود كه همان شب خان براى من پيام فرستاد كه
--> ( 1 ) - Nimeh ( 2 ) - Garcia da Silva ( 3 ) - Combron