گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

22

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

سلطان حسين از وى تقاضا كرده بود كه به برادر الياس اجازه بازگشت به جلفا را بدهد « 1 » . برادر الياس دوسنت‌البر كه به سمت كشيش اصفهان منسوب شده بود به اين فكر افتاد كه براى دريافت حكم تقديس نزد كشيش گوا « 2 » در هند كه سمت نظارت عاليه بر كليه مسيحيان آسيا را داشت برود « 3 » . در همين اثناء خبر رسيد كه نماينده‌اى از سوى پادشاه پرتغال به اصفهان مىآيد . يك مبلغ مذهبى در روز پنجم اكتبر 1696 چنين نوشت : « در اين پايتخت منتظر ورود قريب الوقوع سفير پرتغال هستند كه قرار است با شكوه خاص وارد شود ، از هم اكنون چند رأس از قاطرهائى كه لوازم او را حمل ميكنند به شهر رسيده‌اند . ايرانىها عزم كرده‌اند كه با پرتغالىها متحد شوند و با اعراب به جنگ بپردازند . اگر چنين امرى پايان خوشى داشته باشد ، مسيحيان در اين سرزمين دوباره عزت و احترام گذشته را باز خواهند يافت ، عاليجناب الياس اميدوار است كه پس از ورود سفير پرتغال به جلفا بازگردد . « 4 » حقيقت امر اين بود كه چون كشيش مورد بحث ، برادر الياس ، هداياى لازم را در اختيار نداشت تا بتواند با تقديم آنها موافقت مقامات را براى تقاضاى پاپ كسب كند . اينطور صلاح ديده بود كه منتظر ورود سفير پرتغال و هداياى او شود « 5 » . به محض ورود گرگوريو پريرافيد الگو به اصفهان عاليجناب پيدودوسنت اولون « 6 » كشيش بابيلون « 7 » كه در آن هنگام در اصفهان اقامت داشت به اتفاق عاليجناب الياس دوسنت‌البر ، در روز شانزدهم اكتبر 1696 به ديدن او شتافتند . عاليجناب الياس تمام جزئيات امر را براى سفير پرتغال شرح داد و اضافه كرد كه به چه

--> ( 1 ) نامه ترجمه شده به انگليسى در كتاب Carmelites صفحات 477 و 478 . ( 2 ) Goa ( 3 ) نامه برادر الياس مورخ 18 مارس 1695 در كتاب Carmelites صفحات 476 و 477 . ( 4 ) Carmelites صفحه 477 . ( 5 ) نامه عاليجناب الياس مورخ 27 آوريل 1697 در Carmelites صفحه 478 . ( 6 ) Pidou de Saint - Olon ( 7 ) Babylone