گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
17
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
سفير همچنين اجازه داشت كه در صورت لزوم و احتمالا پيشنهاد كند كه تعداد خيلى بيشترى كشتى كوچك جهت دفاع از كنگ از طرف پرتغاليها به كار گرفته شود و در ازاء آن پرتغاليها پناهگاهى مطمئن در بندر هرمز كه امكانش موجود بود در اختيار داشته باشند . در كنگ چنين پناهگاهى وجود نداشت . مقرر شده بود كه فرستاده نايب السلطنه اين پيشنهاد را با احتياط تمام مطرح سازد تا موجب هيچگونه ابهامى در ذهن مخاطبين وى نگردد . علت اين پيشنهاد اين بود كه نايب السلطنه بطور جدى بفكر تصرف بندر هرمز بود و اين موضوع را طى نامهء هشتم دسامبر 1695 خود خطاب به د . پدروى « 1 » دوم پادشاه پرتغال چنين نوشته بود : « و اما در مورد هرمز ، مىپذيرم كه ميان ما و دولت انگليس قرارداد صلحى كه تصرف اين محل را توسط ما قدغن كند وجود ندارد اما چنين قرار دادى ميان انگليس و ايران هست . تصرف اين محل امروز براى ما بسيار ساده است . چرا كه نيروى ايران در آنجا بسيار ضعيف است . مسئله هرمز مستلزم زيركى و نيرنگ است و من از هماكنون مقدمات امر را در مواد معاهده فراهم كردهام و طى آن پيشنهاد كردهام كه تعدادى از كشتيهاى پارويى ما روانه اين درياها شوند . با گرفتن چنين امتيازى ما اندكى فراتر مىرويم و اجازه مىخواهيم كه اين كشتىها در جزيره هرمز پهلو بگيرند چرا كه امكان ندارد در بندر كنگ لنگر بيندازند ، در چنين شرايطى ، زمان و اوضاع و احوال به پيشرفت منجر خواهد گرديد » . « 2 » سفير وظيفه انجام اقدامات فرعى ديگر را نيز بر عهده داشت . در صورت عدم مخالفت پادشاه ايران ، وى مأموريت داشت كه براى اداى احترام نزد شاهزاده مغولى محمد اكبر نيز برود . محمد اكبر پسر امپراطور اورنگ زيب بود كه پس از سركوبى شورش وى در سال 1681 و عقبنشينى كوتاه مدتش نزد ماهاراتى « 3 » ها در سال 1682 ، به ايران پناه برده بود و در آنجا سكنى گزيده بود « 4 » . مقرر گشته
--> ( 1 ) D . Pedro II ( 2 ) Cunha Rivara صفحه 226 . ( 3 ) Mahrattes ( 4 ) Lockhart افول سلطنت صفوى ( The fall of the Safavi dynasty ) صفحه 65 .