گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
11
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
رفتن كامل قدرت و نفوذ پرتغالىها در درياى عربى شده و در دهههاى بعد از آن پرتغالىها ديگر توانائى مهار كردن قدرت امام مسقط را نيافتند با وجوديكه نيروى دريائى امام موقعيت و ارتباطات پرتغاليها را در اقيانوس هند غربى سخت تهديد مىكرد . از سوى ديگر پادشاه ايران كه از اثرات سوء نفوذ اعراب در منطقه خليج و حتى در سرزمين ايران سخت نگران بود ، خود را با نايب السلطنه پرتغال در هند در يك صف و در مقابل دشمنى مشترك يافت . در زمان سلطنت شاه سلطان حسين آخرين پادشاه سلسله صفويه ، در پايان قرن هفده و اوايل قرن هيجده ميلادى كوششى به منظور عقد قرارداد همكارى ميان ايران و پرتغال به عمل آمد و اين خود فصلى عملا ناشناخته در سياست خارجى ايران است . « 1 » در اينجا به هيچ روى مايل به صحبت درباره اين پرونده پرحجم كه شايسته مطالعه عميقترى مىباشد ، نيستم « 2 » و تنها اشاره كوتاهى در مورد مسافرت گرگوريو فيدالگو دوسيلوا و اقامت او در دربار اصفهان مىنمايم كه به همين منظور از ماه
--> ( 1 ) بايد توجه داشت كه آقاى Lockhart كه بتاريخ سياسى آن زمان بسيار مطلع بود به مذاكرات بين ايران و دولت هند اشاره كرده است . رجوع شود به كتاب ( افول سلطنت صفوى و اشغال افاغنه ) « The fall of the Safavi dynasty and the Afghan occu Pation of Persia » اثر كهارت Lockhart چاب كمبريج سال 1958 صفحات 62 و 68 و 392 و 434 و صفحات 115 و 116 آنتونيو Antonio Caetano de Souza در كتاب Historia genealogica da Casa real portugueza , VII , Lisbonne شرح مختصرى را اختصاص داده است به مأموريت سال 1696 و درباره آن اشاراتى در صفحه 504 از جلد چهارم ، و صفحات 3 تا 8 و 8 تا 10 و 40 از جلد پنجم كتاب Assentos do Conselho do Estado آمده است . اين كتاب اثر ( Panduronga S . S . Pissurlencar ) است و به ترتيب در سالهاى 1956 و 1957 در باستورا - گوآ ( BASTORA - Goa ) به چاپ رسيده است . ( 2 ) رجوع شود به ويژه به كتابهاى « Livros das Moncoes » جلدهاى 59 و 63 .