گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

46

كورشنامه ( فارسى )

احتياج دارى ؟ آيا بىجهت به خود هراس راه داده‌اى يا خير . آيا از دشمن خبرى هست ، وارد شده‌اند ؟ سياكزار جواب داد : بلى شمارهء آنان زياد است . - از كجا مىدانى ؟ - كسانى كه از آن نواحى آمده‌اند جملگى كثرت آنان را تأييد مىكنند . - ما بايد جملگى با آنها به جنگ بپردازيم ؟ - البته . كورش گفت : پس شمارهء قواى خود را بايد خوب بدانيم تا صفوف خود را به نحوى منظم بسازيم كه به پيروزى خود اطمينان حاصل كنيم . سياكزار گفت : متحدين ما يكى كرزوس پادشاه ليدى است كه ده هزار نفر سواره‌نظام و چهل هزار پياده و تيرانداز حاضر و آماده دارد . ديگرى آرتاباس ، پادشاه فريژى ، است كه گويند هميشه هشت هزار اسب و قريب چهل هزار پياده و نيزه‌انداز در اختيار دارد . علاوه‌براين ، آريبه پادشاه كاپادوسى شش هزار سوار و لااقل سى هزار پياده و تيرانداز دارد . ماراگدوس پادشاه اعراب ده هزار سواره و يك صد ارابهء جنگى و تعدادى فلاخن‌دار در اختيار ما خواهد گذاشت . وضع يونانيان آسيا به‌درستى معلوم نيست . اما يونانيانى كه در مجاورت فريژى نزديك هلسپونت « 1 » ساكن هستند قرار است در جلگهء كيستر « 2 » به افراد گابه ملحق شوند ؛ و تعداد آنها لااقل شش هزار سوار و بيست هزار پياده است . گويا كارىها ، سيليسىها ، و پافلاگونىها دعوت ما را اجابت نكرده‌اند . اما شاه بابل كه سلطان بقيهء سرزمين آسور است ، حدس مىزنم تا حدود بيست هزار سوار با دويست ارابهء جنگى در اختيار دارد . علاوه‌براين ، تعداد كثيرى پياده نيز معمولا هروقت به سرزمين ما تجاوز مىكند با خود دارد . كورش جواب داد : « به اين حساب دشمن قريب شصت هزار سوار و بيست لشكر پياده و تيرانداز در اختيار دارد . حال حساب كنيم تو چند تن در اختيار خوددارى . » سياكزار جواب داد : ما ده هزار سواره‌نظام مادى در اختيار داريم و پياده‌نظام و تيرانداز ما جمعا در حدود شصت هزار خواهد شد . ارامنه كه در همسايگى ما هستند با چهار هزار سوار و بيست هزار پياده ما را كمك خواهند كرد . » كورش گفت : « بدين‌قرار تو در حدود دو ثلث سواره‌نظام دشمن ، و به زحمت نيمى از تعداد پياده‌نظام را در اختيار دارى . » - تو چند تن از ايرانىها را به كمك ما آورده‌اى ؟ - راجع به تعدادى كه ما احتياج خواهيم داشت بعدا صحبت مىكنيم . حال بگو ببينم هريك از اين اقوام مختلف چگونه به جنگ مبادرت مىكنند .

--> ( 1 ) . داردانل فعلى . ( 2 ) . Caystre