گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

11

كورشنامه ( فارسى )

بشوند و به مناصب و افتخارات عمومى نايل آيند . در صورتى كه كسانى كه از جرگهء اطفال وارد دستهء جوانان نشده‌اند ، نمىتوانند به جرگهء مردان كامل وارد شوند . بالاخره كسانى كه دوران مردى را بدون ارتكاب تقصيرى طى كرده‌اند ، وارد جرگهء پيرمردان مىشوند . بدين‌قرار ، كسانى كه وارد جرگهء پيرمردان مىشوند آنهايى هستند كه همهء مراتب قبلى را به نحو احسن طى نموده باشند . اين است روشى كه ايرانيان انتخاب كرده‌اند و با تبعيت از آن است كه خود را بهتر مىسازند . آثار اين تربيت ، كه همانا قناعت در زندگانى و توجه مخصوص به تمرين‌ها و احتراز از تن‌پرورى است ، هنوز در آنان مشهود است . حتى امروز بين پارسىها آب دهان به زمين انداختن ، پاك كردن بينى يا دور شدن براى قضاى حاجت در مقابل چشم ديگران عيب بزرگى محسوب است . و بديهى است چنان‌چه تن به قناعت كامل در خوراك نمىدادند و يا به كمك تمرينات بدنى تن خود را آماده و مهيا نمىساختند ، اجراى اين آداب عملى نمىشد . اين است كلياتى دربارهء تعليم و تربيت پارسىها . حال بپردازيم به تعليم و تربيت شخص كورش كه موضوع اين كتاب است و سخن را از اوان كودكىاش آغاز مىكنيم .