گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

9

كورشنامه ( فارسى )

خود و شمشيرى در غلاف يا خنجرى داشته باشند ، علاوه‌براين سپرى از نى و دو نيزه با خود برمىداشتند كه يكى را پرتاب كنند و ديگرى را در صورت ضرورت به‌دست گيرند . رسم ايرانيان اين است كه در شكار مانند يك آرايش جنگى حركت مىكنند و توجه خاص پادشاه به اين امر مؤيد بر اين قول است كه شكار در نظرش مكتب جنگ و ميدانى براى تمرين فنون حربى است . بدين‌دليل مراقب است كه عموم جوانان وظيفهء خود را با مهارت كامل انجام دهند . بدين‌منظور آنان را عادت مىدهد كه صبح زود از خواب برخيزند ، از تحمل سرما و گرما هراسى به دل راه ندهند ، به پياده‌روى عادت كنند ، در اسب‌سوارى صاحب مهارت باشند ، بر گردهء اسب تيراندازى نمايند و در پرتاب نيزه در حين تاخت ، جلد و چالاك باشند . علاوه‌براين ، شكار غالبا روح شكارچيان را قوت و نيرو مىبخشد . انسان در مقابل حيوانات سبع و درنده ، نيرومند و شجاع بار مىآيد . چه چاره‌اى ندارد ، يا بايد حريف گستاخ را از بين ببرد يا خود پاىمال شود . به عبارت ديگر ، در شكار همان وضعى پيش مىآيد كه در جنگ واقعى روى مىدهد و بدين‌جهت شكار حايز اهميت بسيار است . جوانان چون به عزم شكار ره‌سپار مىشدند دو نوبت غذا با خود برمىداشتند . غذايشان گرچه تفاوت بسيارى با غذاى اطفال نداشت اما حجم آن بيشتر بود . شكارچيان در عرصهء شكار چيزى نمىخوردند ، اما چنان‌چه حيوانى كه در كمين او هستند مجبورشان كند در محلى توقف نمايند يا علت خاصى دوران شكار را طولانى كند ، گرد هم جمع مىشوند و غذاى خود را مىخورند ، آن‌گاه به كار خود ادامه مىدهند تا شب فرارسد و جيرهء يك روز خود را در ظرف دو روز صرف مىكنند تا به پيش‌آمدهاى جنگى خو بگيرند و در صورت ضرورت بردبارى و تحمل داشته باشند . غذاى جوانان به‌غير از گوشت شكار منحصر به سبزى است كه با خود آورده‌اند ، ولى همين سبزى را با اشتهاى كامل با قطعهء نان جوى كه با خود دارند مىخورند و با آب رودخانه يا جويى خود را سيراب مىنمايند و از آن لذت بسيار مىبرند . دسته‌اى از جوانان كه در شهر ساكن هستند به همان تمريناتى كه در ايام طفوليت عادت نموده‌اند ، يعنى تيراندازى و نيزه‌پرانى اشتغال مىورزند . در بين جوانان ، در اين قبيل آزمايش‌ها رقابت بسيارى وجود دارد . برخى از اوقات اين رقابتها به صورت مسابقه در ملأ عام به نمايش گذاشته مىشود و جوايزى بين برندگان مسابقه توزيع مىنمايند . قبيله‌اى كه در بين افراد خود بيشتر از اين جوانان ممتاز در علم و چابكى و مهارت و رشادت و اطاعت داراست ، مورد ستايش و تمجيد اقران قرار مىگيرد و مربيانى كه آنان را بار آورده‌اند و همچنين معلمانى كه در اوان طفوليت آنها را شايسته و مستعد اين ترقيات ساخته‌اند نيز مورد تمجيد و تحسين عامه قرار مىگيرند . اين جوانان در صورت ضرورت از طرف بزرگان شهر مأمور حفاظت و كشف بدكاران ،