گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
102
كورشنامه ( فارسى )
فصل دوم فرستادهء هيركانيان . شكست دشمن در اين بين ، فرستادگان هيركانىها ، مانند نويد الهى به خدمت كورش رسيدند . هيركانيان همسايهء آسورىها و قومى هستند كمجمعيت ، و بدينسبب تحت استيلاى آسوريان درآمدند . در سابق معروف بود كه سواركاران زبده هستند و اكنون نيز همين حسنشهرت را دارند . در واقع ، همانگونه كه لاسدمونىها از سيريتها « 1 » استفاده مىبردند ، آسورىها از آنان در كارهاى دشوار و خطرناك استفاده مىكردند . در همين لشكركشى نيز يك عدهء هزارنفرى از اين قوم را در عقب سپاه خود مأمور ساخته بودند تا چنانچه از آنسو مورد تجاوز قرار گيرند دفاع نمايند . هيركانىها در عقب سپاه آسورىها با ارابهها و همسايگان و دوستان خود آمده بودند - اين رسم ملل آسيايى است كه چون به جنگ مىروند ، خانواده و اثاث خود را هم همراه مىبرند . بارى ، هيركانىها كه از آسوريان دلخوشى نداشتند و شنيده بودند كه رئيس و فرمانده آنها از بين رفته است و سپاهيان در ميدان جنگ شكست خوردهاند و در صفوف سپاهيان بىنظمى و ترس افتاده است ، به عبارت اخرى متحدين آنها ضعيف و ذليل شدهاند ، فرصت را مغتنم دانستند و خواستند تمهيدى به كار بردند شايد كورش با آنان از در موافقت درآيد و از دو سو بر دشمن حمله بردند . لذا ، به خيال عقد اتحاد با كورش كه پس از اين زد و خوردها شهرت بسيارى در همهجا به هم رسانده بود ، افتادند و نمايندگانى به حضورش اعزام داشتند . نمايندگان علل نقاضتها و كينهجويى ديرينهء خود را با آسورىها براى كورش بيان كردند و تقاضا نمودند كه رخصت دهند آنان نيز در حمله بر خصم مشترك مشاركت جويند و بهعنوان
--> ( 1 ) . Scirites ، قوم متحد اسپارتىها .