گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

99

كورشنامه ( فارسى )

شما مقاومت كنند . اين بىهمتان كه مواضع مستحكم خود را رها كردند ، چگونه مىتوانند با هزار نكبت و ادبار در برابر سربازان فاتح ايستادگى نمايند ؟ دشمنى كه بهترين سربازان خود را از دست داده است ، آيا قادر است به كمك سربازان ترسو و بىغيرت خويش ، با سربازان فاتح برابرى كند ؟ » يكى از آن ميان جواب داد : « اى كورش ، حال كه اين همه مزاياى مسلم براى ما وجود دارد ، چرا اجازه نمىدهى فورا به تعاقبشان بپردازيم ؟ » - زيرا سواره‌نظام به حد كافى نداريم . حال آن‌كه قسمت اعظم قواى خصم كه بايد با ما مبارزه كنند سواره هستند . - چرا موضوع را با سياكزار مطرح نمىسازى ؟ - همين حالا بالاتفاق با او به بحث و گفت‌وگو خواهيم پرداخت تا آن‌كه بداند در اين مهم متفق‌الرأى هستيم . پس جملهء حضار ، به اتفاق كورش ، در جلسهء گفت‌وگو با سياكزار شركت نمودند . سياكزار ، نيمى به علت حسادت و بخل كه ديگران اين مطلب را اول مطرح نمودند نه او ، و نيمى به سبب آن‌كه عاقلانه‌تر مىدانست كه بيش از اين خود را معرض خطر قرار ندهد ، به خصوص كه مادىها باشوق و شعف فراوان موضوع را استقبال مىكردند ؛ بدين‌قسم از در صحبت وارد شد : « اى كورش ، آنچه شنيده‌ام و حال به چشم خود مىبينم اين است كه شما پارسىها كم‌تر از همهء مردم روى زمين اسير و مفتون خوش‌گذرانى و شادى مىشويد . من مىدانم كه بسيار شايسته است كه شخص بتواند در عين سرور و خوشى راه اعتدال بپيمايد . آيا مسرتى بزرگ‌تر از آنچه براى ما مهياست وجود دارد ؟ اگر ما امروز كه در عين خوشى و سعادت هستيم جانب اعتدال را نگاه داريم ، ممكن است تا آخر عمر خود از هر خطرى مصون بمانيم . ولى چنانچه راه افراط بپيماييم و پس از يك خوشى به خوشى و مسرت ديگر بپردازيم ، نصيب ما همان خواهد شد كه عاقبت كار بحرپيمايان است ، يعنى چون چندبار توفيق حاصل كردند امواج دريا را بشكافند و به مقصد برسند ، خود را مصون و رويين‌تن مىدانند و عاقبت در دل امواج جان مىدهند و به قعر دريا سرنگون مىشوند ؛ يا فاتحانى كه در اولين مبارزه پيروز شده‌اند ولى قدر عافيت را ندانسته ، به هواى افتخارات بيشتر ، خود را از ثمرهء پيروزىهاى اولى محروم مىكنند و جان شيرين از كف مىدهند . وضع ما هم به همين منوال است : اگر دشمنانى كه حالا راه فرار پيش گرفته‌اند از حيث تعداد از ما كم‌تر بودند ، در تعاقبشان دچار مخاطرهء بزرگى نمىشديم . اما قدرى فكر كن ، در اين نبرد تعداد قواى ما در برابر درياى مواج سربازان حريف چه‌قدر ناچيز بود ، در واقع عدهء بسيارى از سربازان خصم فرصت نزاع نيافتند و دست‌نخورده