گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

97

كورشنامه ( فارسى )

پاداش‌هايى كه پس از پيروزى به دليران داده شد . تصميم به تعاقب دشمن . حسادت و سستى سياكزار كه سعى كرد از تعاقب دشمن خوددارى شود . كورش مادىهاى داوطلب را با خود به تعاقب دشمن برد . فصل اول سستى سياكزار در تعاقب دشمن . مادىها داوطلب با كورش به تعاقب دشمن مىروند كورش بدين‌منظور كه به حريف نشان دهد كه آمادهء نبرد است ، مدتى در انتظار خروج سپاهيان آسورى از سنگرها شد و چون ديد احدى حاضر به مبارزه نمىشود ، اردوگاه خود را در فاصلهء مناسب برقرار ساخت . پس از اين‌كه قراول‌ها را به پاس گمارد و جاسوسان براى تحقيق وضع حريف فرستاد ، سربازان را فراخواند و گفت : « سربازان پارسى ، شكر خدايان را به جا آوريم و سپاس‌گزار باشيم كه در برابر دشمن فاتح و منصور و در اين نبرد مهيب سربلند شديم . من از عموم شما راضى و خرسندم . چه عموما به تكاليف و وظايف خود شرافتمندانه عمل نموديد . علاوه‌براين ، به كسانىكه وظايف خطيرى را با لياقت و شهامت انجام داده‌اند ، به فراخور حال پاداش و منصب داده خواهد شد . نسبت به كريزانتاس كه هم‌اكنون نزد من ايستاده است ، احتياجى به تمجيد و توصيف مجدد نيست ، چه همه ديديد با چه رشادتى بر قلب دشمن تاخت . من عمل درخشان او را سرمشق رشيدان مىدانم و حتم دارم شما نيز او را به عنوان نمونه و سرمشقى از شهامت و شجاعت به فرزندانتان نشان خواهيد داد . در همان دقيقه كه من فرمان توقف صادر كردم و او را به نام خواندم ، شمشيرش را بلند كرده بود كه بر فرق دشمن زبون فرود آورد ، اما چون فرمان مرا شنيد از اجراى عملى كه در دست داشت باز ايستاد ، دستور مرا اطاعت كرد و عقب‌نشينى نمود و همين حركت را به ديگران اعلام داشت و فرمان من به بهترين وجهى با نظم و دقت اجرا شد . اين دستور عقب‌نشينى با چنان سرعت و نظم پايان يافت كه دشمن نفهميد كه ما در ميدان تير او قرار گرفته بوديم و براى حفاظت خود عقب‌نشينى كرديم تا مورد اصابت تير آنان قرار نگيريم . به بركت اين انضباط ، سردار شما و عموم زيردستانش از مخاطرهء حتمى