گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

87

كورشنامه ( فارسى )

رشك نمىورزند و در مقابل دشمن متحد يك‌ديگر مىشوند ؛ چه مىدانند آنچه پيش آيد به نفع عموم است . پس امر داد كه سلاح‌هاى خوب خود را برگيرند و دسته‌ها را مرتب سازند . بعد سركردگان هر دسته را پيش خود طلبيد . چون عموم كسانى كه حضورشان ضرورت داشت جمع شدند ، صف‌هاى سپاهيان و بهترين قواى متحدين را بدان‌ها نشان داد . و چون عزم آنان را با سخنان خود در پيروزى و غلبه بر دشمن تهييج كرد ، مقرر داشت بر سر رسدهاى خود مراجعت نمايند و همان سخنان و فرمان‌ها را به افراد تكرار كرده روح آنان را نيز به مبارزه و پيش‌دستى در جنگ‌جويى و مقابله با دشمن تهييج نمايند و فردا صبح به اردوگاه سياكزار بروند . در طليعهء صبح روز بعد ، كورش در رأس سركردگان خود به اردوگاه سياكزار شتافت و وى را مخاطب ساخته گفت : « من اطمينان دارم آنچه حال به تو خواهم گفت مدت‌هاست خود دربارهء آن انديشيده‌اى . ولى ممكن است كه به علت شرم و خجالت نخواسته‌اى آن را به زبان بياورى ؛ از ترس اين‌كه مبادا ما خيال كنيم كه تو از غذا دادن به ما خسته شده‌اى و به اين جهت ما را به رفتن به سرزمين دشمن تشويق مىنمايى . حال كه تو در سكوت فرو رفته‌اى من هم از جانب خود و هم از جانب تو سخن مىگويم . ما جملگى بر اين رأى هستيم كه نبايد بيش از اين در انتظار نشست و منتظر شد كه دشمن به سرزمين تو تجاوز و دست‌اندازى كند ، يعنى بيش از اين نبايد در كشور دوست نشست بلكه مصلحت در اين است كه به سراغ دشمن بشتابيم و جنگ را آغاز كنيم . زيرا هرچه در خاك تو باقى بمانيم ، قهرا موجب خسارت و ضرر تو خواهيم بود . ولى چنان‌چه بر سرزمين دشمن بتازيم ، به رغبت خسارت وارد مىآوريم . تو متحمل هزينهء هنگفتى در تهيهء غذا و ما يحتاج ما مىشوى ، اما چون جنگ را شروع كنيم مخارج ما از طرف دشمن تأمين خواهد شد . شايد گفته شود كه ما در سرزمين دشمن بيش از اينجا در مخاطره‌ايم و صواب آن است كه جايى را كه خطرش كم‌تر است برگزينيم . ولى دشمنانى كه ما در سرزمين خودشان با آنها مواجه مىشويم همان‌هايى هستند كه همين‌جا بايد با آنها دست‌وپنجه نرم كنيم ، و براى ما نيز چه در اينجا منتظر دست‌درازى و تطاول آنان شويم و چه در حمله بر آنها سبقت جوييم فرقى نمىكند . اما وقتى ابتكار حمله از ما باشد دل سربازان ما گرم‌تر و قوىتر خواهد بود . چه درك مىكنند كه ما از حملهء آنان بيمى نداريم . هم‌چنين دشمن وقتى ديد ما بر جاى خود ننشسته‌ايم ، بلكه همين‌كه از قصد آنان آگاه شديم بدون باك و بىپروا در حمله پيش‌دستى مىنماييم و مىكوشيم تا زودتر دست‌وپنجه نرم كنيم ، بدون اين‌كه منتظر بنشينيم سرزمين ما مورد تاراج و تطاول آنان قرار گيرد ، رعب شديدى در دلشان راه خواهد يافت . اگر ما خود را بيش از حد جسور نشان بدهيم و در دل آنها ترس و هراس اندازيم ، به نظر من هيچ مزيت و تفوقى بالاتر و برتر از اين براى مردان جنگى متصور نيست و از اين راه مخاطره براى ما تقليل خواهد يافت و دردسر و