الدكتور محمد التيجاني ( كوشش : ساروى )

18

چكيده انديشه ها ( فارسي )

وضعيت مسلمانان صحبت كرديم واز تفرق آنان كه منجر به شكست اعراب وپيروزى صهيونيستها شد ناليديم ، من اضافه كردم كه جدا با اين تقسيم بنديهائى كه استعمار در ميان ما ايجاد كرد تا به آسانى ما را به ذلت واسارت وادارد مخالفم ، حتى در " قاهره " وقتي در مسجد حنفي ها نماز خواندم ودستهايم را روى هم نگذاشتم - چون مالكي ها به آن قائل نيستند - به من گفتند : پس به مسجد مالكي ها برو ، ناگهان أستاذ لبخندى زد وبه من گفت شيعه است ، با شنيدن اين خبر سراسيمه به أو گفتم : اگر مىدانستم شيعه اى هرگز با تو صحبت نمىكردم . گفت : چرا ؟ گفتم : چون شما على را مىپرستيد وخدا پرستانتان " جبرئيل " را خيانتكار مىدانند كه به جاى رساندن رسالت الهى به على آن را به محمد رسانده است . أو با آرامش براي من بيان كرد كه اين تهمتى بيش نيست وآنان معتقد به رسالت حضرت محمد ( صلى الله عليه وآله ) مىباشند ، آنگاه از من دعوت كرد كه به " عراق " بروم تا بيشتر با شيعه آشنا شوم . گفتم : نه پول دارم نه ويزا . " منعم " هزينه سفر وتهيه ويزاى مرا بر عهده گرفت ومن بعد از يك شب تفكر وهيجان به عشق زيارة سرورم " عبد القادر