رضا قليخان هدايت

9

فهرس التواريخ ( فارسى )

به حضور پذيرفت و « لقب خانى و امير الشعرا » داد و در حقيقت با اين مقدمات ، وى بر مسند « ملك الشعراى مغفور » يعنى فتحعلى خان صبا كه به‌تازگى درگذشته بود تكيه زد . وقتى فتحعلى شاه در 19 جمادى الثانيه سال 1250 درگذشت و سلطنت بر محمد ميرزا وليعهد قرار گرفت ، جمعى شاهزادگان قاجارى سلطنت محمد ميرزا را برنتافتند و از در تمرّد و طغيان برآمدند . زيرا به حكم سابقهء طولانى در حكومت و بسيارى عدّه و عدّه خود را براى سلطنت احقّ و اولى از محمد ميرزاى جوان بىتجربه مىدانستند چنان‌كه دو نفر از آنان يعنى على شاه ظل السلطان در تهران و ديگرى حسينعلى ميرزا فرمان فرما ، دم از استقلال زدند و اعلام سلطنت كردند و خود را شاه خواندند و به اين‌وآن لقب و منصب بخشيدند اما دولت فرمان فرما سخت مستعجل بود و چون مير نوروزى سلطنت وى روزكى چند بيش نپاييد و به زودى در برابر سپاهى كه محمد شاه به سركوبى او فرستاده بود از پاى درآمد و خود و برادرش دستگير و به تهران فرستاده شدند و حسنعلى ميرزا نرسيده به تهران به دستور قائم مقام كور شد و حسينعلى ميرزا در وباى شديد سال 1251 تهران درگذشت . در اين جريانات رضا قلى خان به‌عنوان نديم و مربى فيروز ميرزا برگزيده شد . دو سال بعد فيروز ميرزا حاكم كرمان شد و فريدون ميرزا به حكومت فارس آمد رضا قلى خان در جرگهء مقربان وى نشست . در سال 1254 كه محمد شاه از محاصرهء نافرجام هرات به تهران بازگشت ، رضا قلى خان از جانب فريدون ميرزا مأمور به تهران شد . محمد شاه او را به احترام پذيرفت و مأمور تعليم و تربيت عباس ميرزا نايب السلطنه پسر عزيز خود ساخت و از اين‌جاست كه وى به‌عنوان لله باشى شهرت يافته و به عزت در دربار شاهى زيسته است . محمد شاه در شب سه شنبه ششم شوال 1264 درگذشت و پسرش ناصر الدين ميرزا به سلطنت رسيد و از تبريز به تهران آمد و پيش از رسيدن وى به تهران ، در حدود چهل روز امور كشور را مادر او ملك جهان خانم ملقب به مهد عليا اداره كرد . مهد عليا ظاهرا رفتارى درخور دربار گردون‌مدار قاجار نداشته و در عالم عشق و جوانى چنان كه افتد و دانى رفت‌وآمدهاى پنهان و آشكار با اين‌وآن داشته ازين جهت محمد شاه با او ترك همسرى كرده و دخترى از كردان ناحيه چهريق را به زنى گرفته بود و از آن زن پسرى پيدا كرده بود . تولد اين فرزند از بطن سوگلى شاه چندان موجب شادى خاطر محمد شاه شد كه نام و لقب پدر نامدار خويش را بر او نهاد و او را عباس ميرزا