رضا قليخان هدايت
10
فهرس التواريخ ( فارسى )
نايب السلطنه خواند . اما محمد شاه كه از اين نامگذارى و لقببخشى ظاهرا قصدى داشته تا او را به وليعهدى برگزيند از روزگار فرصت نيافت و روى در نقاب خاك كشيد و دوران به كام مهد عليا و پسرش ناصر الدين ميرزا شد و خود پيداست كه اين مادر و پسر با آن مادر و پسر چه كردند و در اين ميان رضا قلى خان كه لله و مربى آن شاهزاده بود سخت مورد غضب شاه جديد و مادر كينهتوزش قرار گرفت و از كار بر كنار شد و « به كنج عزلت » افتاد . تا اينكه در سال 1267 امير كبير محمد تقى خان فراهانى او را به سفارت خوارزم فرستاد و وى اين خدمت را به خوبى انجام داد و كتاب سودمند سفرنامهء خوارزم ارمغان اين مأموريت است . وقتى رضا قلى خان از مأموريت بازگشت دار الفنون افتتاح شده بود هرچند امير كبير ديگر نبود . شاه قاجار رضا قلى خان را به پاس دانش فراوان و نجابت خانوادگى و كفايت ذاتيش به « رياست و ناظميت » دار الفنون برگزيد و چند سال درين سمت بود تا ناصر الدين شاه وى را بهعنوان معلم و مربّى مظفر الدين ميرزا به تبريز فرستاد . و دو سال درين سمت بود و سپس به تهران بازگشت و از آن پس از مشاغل ديوانى كناره گرفت و يكسره به كار تحرير و تحقيق پرداخت تا در سال 1288 در تهران درگذشت و پسرش عليقلى خان مخبر الدوله او را در نقطهاى كه امروزه در خيابان استانبول به مسجد هدايت معروف است به خاك سپرد . هدايت از دانشمندان و شاعران پركار عصر قاجارى است . كتب متعددى از او در زمينههاى شعر و تاريخ و لغت باقى مانده . او خود در مجمع الفصحا به چندين كتاب نثر و نظم اشاره كرده است از اين قرار : انوار الولايه بر وزن مخزن الاسرار و گلستان ارم يا بيكتاشنامه بر وزن خسرو و شيرين و بحر الحقايق بر وزن حديقهء سنانى و انيس العاشقين بر وزن ليلى و مجنون و خرم بهشت در بحر تقارب و هدايتنامه در بحر رمل كه اين شش مثنوى را مثنويات ستهء ضروريه خوانده است و غير از اين مثنويهاى ديگرى نيز دارد به نامهاى منهج الهدايه و رساله مدارج البلاغه و مظاهر الانوار و مفتاح الكنوز و لطايف المعارف و تذكرهء رياض العارفين در شرح حال و اشعار عرفا و مجمع الفصحا در شرح حال شعرا و بيرون از اين « اصيل التواريخ » و « نژادنامه » و « اصول الفصول فى حصول الوصال » . فهرس التواريخ به تعبيرى از رشته تواريخ عمومى است . درست است كه بر خلاف روضة الصفا و حبيب السير و جامع التواريخ تاريخ را از هبوط آدم آغاز نكرده ولى باز از