ابو الحسن قزوينى
72
فوايد الصفويه ( فارسى )
به دربار اقبال آمد كه داراشكوه از طرف بندر عباسى از ملتان روانهء درگاه جهان پناه است . حسب الفرمان ، مهمانداران تعيين مىشوند . دارا - شكوه فسخ عزيمت كرده ، و از آنجا روانهء گجرات مىشود و حشرى فراهم آورده ، در حوالى اگره با اورنگ زيب مقابله و مقاتله مى - نمايند . دوباره شكست خورده ، قريب به سر حد قندهار مىرود و نامهء ديگر به خاقان گيتى ستان مىفرستد . مهمانداران تعيين شده به ذوالفقار - خان بيگلربيگى قندهار نيز ارقام مىشود كه سه هزار سوار بر سر راه وى فرستاده ، به اطمينان و احترام تمام وارد قندهار نمايد . به مقتضاى قضا ( 107 ر ) در سر حد هندوستان و ايران سردار افغانى كه در آن ديار بود ، درعوض مهمان نوازى ، آن نوباوهء سلطنت را اسير و دستگير نموده ، نزد اورنگ زيب مىفرستد . درين سال توجه خاقان بلند اقبال به تفقد و دلجويى فقرا و مساكين و درويشان و نوازش ايشان بود ، تكيه معمور فرمودند و بدست استادان نادره كار در آن اوان به اتمام رسيد [ كه ] موسوم به تكيهء فيض در كنار رود بحر نمود زنده رود واقع است ، و اكثر قراء وقف تكيهء مذكور نمودند . در اين سال آمدن خادم حاجى ايلچى عبد العزيز خان با نامهء صداقت عنوان و قلاده ببر و تنسوقات نمايان و ياد بود فراوان به درگاه جاه و جلال بود . محمدى خان بيگ ، غلام خاصه شريفه به رسم سفارت و مرافقت وى روان گرديد . در سالهاى گذشته سدى قريب به سعادت آباد احداث فرمودند و پل ويران سعادت آباد را كه بر بحر زنده رود واقع است ، به سنگ و ساروج تعمير فرموده بودند ، و پل ديگر نيز بر آن بحر بسته بودند . درين سال خير مآل بناء شهر تازه به قرب جوار اصفهان و محاذى باغ سعادت آباد امر فرموده ، چابك دستان به حسب الفرمان به اتمام رسانيدند . درين سال طغيان طبيعت الغ بداختر سرخان ، خان شمخال داغستان است كه به فرمان خاقان كشورستان منوچهر خان بيگلربيگى ( 108 چ ) شيروان به ضرب تيغ جانستان ، آن هر دو سردار گمنام را به اطاعت و