ابو الحسن قزوينى

66

فوايد الصفويه ( فارسى )

غرايب روزگار است . در سال خير مآل پارس‌ئيل تركى ، سنه يك هزار و شصت هجرى ، خاقان بنده پرور تكمهء چند مرصع به شش قطعهء لعل آبدار ، و خنجر برنگينى شعله اخگر سراسر ياقوت نگار ، به خان فدويت شعار الله و يردى بيگ مير شكار فرمودند . ديگر بخشش و احسان صاحبقران و عطاياى بقاياى رعاياى دار السلطنت اصفهان است ، كه زياده بر سيصد هزار تومان بوده است . درين سال مجددا ندر محمد خان ، خان كلان تركستان از اورنگ سلطنت فرود آمده ، متوجه مايه سرير خلافت مصير گرديد . خاقان مهمان نواز يك هزار تومان اشرفى و ظرايف گوناگون قيمتى به دست شاه نظر بيگ به استقبال آن مهمان گزين فرستاده بودند كه بعد از چند روز عريضه ندر محمد خان رسيد ؛ به اين مضمون كه نظر به شيخوخيت چنان معلوم شده كه عنقريب ازين دارفنا به دار بقا خواهم شتافت . استدعا آن است كه نعش مرا به ارض مقدس مدينه ، نقل مكان روى نمايد . بعد از چند روز عريضه شاه نظر بيگ مشعر بر ارتحال وى از دار ملال به موكب اقبال رسيد . ارقام لازم الاحترام در باب برآمد آرزوى ( 99 ر ) مومى اليه به اسم عمال دار السلطنت اصفهان صادر گرديد . ميرزا مهدى صدر الممالك محروسه را به دادن آش ندر محمد خان و اطعام فقرا و مستحقان مأمور و روانه فرمودند . به هنگام ورود موكب مسعود به اصفهان ، بازماندگان ندر محمد خان را پادشاه مهمان نواز طلبيده ، نوازشهاى بسيار فرمود . اجناس و نقود با احمال و اثقال بىقياس كه زياده بر صد هزار تومان مىشد ، به ديار تركستان با نامهء بلاغت عنوان مشعر بر پرسش و دلجويى عبد العزيز خان در واقعهء ناگزير ندر محمد خان مصحوب ، شاه نظر بيگ با جميع اموال و بازماندگان روانه فرمودند . درين سال سنه احدى و ستين و الف [ 1061 ] هجرى مطابق توشقان ئيل تركى فرمانفرماى هندوستان ، خلف خود اورنگ زيب را به عزم استرداد دار القرار قندهار فرستاده بود . به مضمون مصرع : اين كوچه بدر روى ندارد .