ابو الحسن قزوينى

35

فوايد الصفويه ( فارسى )

پى تاجدارى روى زمين * برافروخت در دهر سال علم پى پادشاهى زير زمين ( 54 چ ) * بسال دگر در عدم زد قدم دو تاريخ زيبنده مىخواست فكر * كه بر لوح عالم نگارد رقم يكى بهر چاهش در اقليم دهر * يكى بهر عزمش به ملك عدم شهنشاه روى زمين گشت ثبت * شهنشاه زير زمين شد رقم ذكر سلطنت و خلافت سلطان محمد شاه مشهور به شاه خدابنده بن شاه طهماسب الصفوى الموسوى الحسينى بهادر خان سلطان محمد شاه پسر بزرگ شاه طهماسب است . يكى از مورخان زمان تاريخ تولد آن حضرت را از اين مصرع يافته : فرزند شاه طهماسب اول محمد آمد بعد از رحلت برادر بر سرير سلطنت نشست . چون ضعف باصره داشت خود به انتظام امور مملكت و دولت كمتر مىپرداخت . حرم خود خير النسا خانم را در امور ملكى و مالى صاحب اختيار نمود و دست به اسراف كشيده ، عامه الخلق را مرفه الحال گردانيد . نظر به وفور سلوك ، سطوت و مهابت او از دلهاى واقعه طلبان و مفتيان برخاست ، و قزلباشان سر به فتنه و فساد برداشتند . اوزبكان به خراسان دست اندازى نمودند و اهل سيستان بر حاكم خود ياغى شدند . از آنجا كه حرم سلطان از روى استقلال متصدى امور سلطنت شده بود و به خلاف توقع امرا عمل مىفرمود ، روزى امراى خودسر [ به ] اندرون ( 55 ر ) حرم سرا ريختند و او را خفه كردند . بعد از وقوع اين جرأت با پادشاه در مقام اعتذار دور از كار در آمد [ ند ] . سلطان محمد شاه ناچار شده به مقتضاى صلاح وقت عذر امراى غدار را پذيرفت و امراى مذكور با يكديگر در پى عناد افتاده ، هر يكى سر به دعوى استقلال خود بر - افراشت . در آن حال سلطان به ملاحظهء دورنگى قزلباش بدمعاش ، سرا پا پرخاش فتنه تلاش ، اشتياق ديدن فرزند ارجمند عباس ميرزا كه از زمان دولت شاه طهماسب والى ولايت خراسان بود ، [ داشت ] ، و به عليقلى خان شاملو نوشت كه به زودى فرزند ارجمند را به حضور روانه نمايد . او